تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
نيست ؛ و اگر گفته شود عين اشكال بنا بر اصالت وجود نيز جارى است ، زيرا فرض اين است كه ماهيّت خارجى در ذهن « وجود » پيدا كرده است و چون آثار از آنِ وجود است پس بايد تمام آثار وجود خارجى بر وجود ذهنى مترتّب شود و تمام آثار وجود ذهنى بر وجود خارجى ؛ جواب اين است كه - همانطور كه بعداً خواهيم گفت - وجود خارجى و وجود ذهنى دو نحو و دو مرتبه از وجود است و وجود به حسب اختلاف مراتب ، آثار مختلفى پيدا مىكند و اساساً وجود ، يك حقيقت تشكيكى صاحب مراتب است ؛ ولى در ماهيّت ، تشكيك و اختلاف مراتب فرض نمىشود ؛ از اين رو لازمهء وجود ماهيت در ذهن ، بنا بر اصالت ماهيت ، همسانى ماهيت ذهنى و ماهيت خارجى است ولى لازمه‌اش همسانى وجود ذهنى و وجود خارجى از اين لحاظ نيست .
كَيفَ وَ بِالكُونِ عَنِ استِواءٍ * قَد خَرَجَت قاطِبَةُ الأَشياء
چگونه ( نه ) و حال آنكه به واسطهء وجود تمام اشياء از حدّ تساوى خارج مىشوند شرح : در اين بيت يك برهان ديگر از براهين اصالت وجود ذكر شده است . اين برهان باريك بينى و نازك انديشى خاصى را ايجاب مىكند و مهم‌ترين برهان اصالت وجود همين برهان است . صدر المتألّهين كه قهرمان اصلى اصالت وجود در شكل فلسفى آن است تكيهء اصلىاش روى اين برهان است . اين برهان بستگى زيادى دارد به اينكه صورت مسأله خوب و روشن تصور شود . مقدمه‌اى ذكر مىكنيم : هر موضوعى كه بر آن محمولى حمل مىشود يا اين است كه آن موضوع در ذات خود استحقاق حمل آن محمول را دارد و در اين جهت نيازمند به ضميمه شدن چيز ديگر نيست و يا چنين نيست بلكه آن موضوع آنگاه صلاحيت حمل آن محمول را دارد كه يك چيز ديگر همراه او فرض شود . مثلًا « جسم سفيد است » . در اينجا جسم موضوع است و سفيد محمول . جسم در ذات خود ايجاب نمىكند كه سفيد باشد يعنى جسم از آن جهت كه جسم است سفيد نيست ، جسم از آن جهت استحقاق اتصاف به سفيدى را پيدا كرده است كه « سفيدى » عارض بر آن و ضميمهء آن گشته است ؛ اما سفيدى به خود سفيد است ، سفيدى از آن جهت سفيد نيست كه چيز ديگرى منضمّ به آن گشته و با آن اعتبار شده است . هرگاه موضوعى در صلاحيت براى حمل
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 213 | مرتضى مطهرى