تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧

درس چهارم : روشهاى فكرى اسلامى

در درس قبل ، مختصر توضيحى دربارهء روش فلسفى اشراقى و روش فلسفى مشّائى داديم و گفتيم ميان اشراقيون و مشّائيون يك سلسله اختلافات اساسى در مسائل فلسفى وجود دارد ، و گفتيم كه بنا بر مشهور افلاطون سر سلسلهء اشراقيون و ارسطو سر سلسلهء مشّائيون به شمار مىرود ؛ و هم اشاره شد كه در دورهء اسلامى اين دو مكتب ادامه يافت برخى از فلاسفهء اسلامى روش اشراقى دارند ، برخى ديگر روش مشّائى . نظر به اين كه در جهان اسلامى روشهاى فكرى ديگر هم بوده است كه با روش اشراقى و مشّائى مغايرت داشته است و آنها نيز نقشى اصيل و اساسى در تحول فرهنگ اسلامى داشته‌اند ناچاريم به آنها نيز اشاره كنيم . در ميان ساير روشها آنچه مهم و قابل ذكر است دو روش است : 1 . روش عرفانى 2 . روش كلامى عرفا و همچنين متكلّمين به هيچ وجه خود را تابع فلاسفه - اعمّ از اشراقى و مشّائى - نمىدانسته‌اند و در مقابل آنها ايستادگيها به خرج داده‌اند و تصادمهايى ميان آنها و فلاسفه رخ داده است و همين تصادمها در سرنوشت فلسفهء اسلامى تأثير