تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
مقدمهء كتاب حكمة الاشراق گروهى از حكماى قديم - از جمله فيثاغورس و افلاطون - را طرفدار حكمت ذوقى و اشراقى خواند و از افلاطون به عنوان « رئيس اشراقيّون » ياد كرد . به عقيدهء ما شيخ اشراق تحت تأثير عرفا و متصوّفهء اسلامى روش اشراقى را انتخاب كرد . آميختن اشراق و استدلال با يكديگر ابتكار خود اوست ، ولى او - شايد براى اين كه نظريه‌اش بهتر مقبوليّت بيابد - گروهى از قدماى فلاسفه را داراى همين مشرب معرفى كرد . شيخ اشراق هيچ گونه سندى در اين موضوع به دست نمىدهد ، همچنانكه در مورد حكماى ايران باستان نيز سندى ارائه نمىدهد . حتماً اگر سندى در دست مىداشت ارائه مىداد و مسأله‌اى را كه مورد علاقه‌اش بود اين گونه به ابهام و اجمال برگزار نمىكرد . برخى از نويسندگان « تاريخ فلسفه » ضمن شرح عقايد و افكار افلاطون ، به هيچ وجه از روش اشراقى او ياد نكرده‌اند . در ملل و نحل شهرستانى ، تاريخ فلسفه دكتر هومن ، تاريخ فلسفه ويل دورانت ، سير حكمت در اروپا نامى از روش اشراقى افلاطون به گونه‌اى كه شيخ اشراق مدعى است برده نشده است . در سير حكمت در اروپا موضوع « عشق افلاطونى » را يادآورى مىكند و از زبان افلاطون مىگويد : « روح پيش از آمدن به دنيا زيبايى مطلق را ديده و چون در اين دنيا زيبايى ظاهر را مىبيند به ياد زيبايى مطلق مىافتد و غم هجران به او دست مىدهد . عشق جسمانى مانند حسن صورى ، مجازى است ، اما عشق حقيقى چيز ديگر است و مايهء ادراك اشراقى و دريافت زندگى جاويد مىگردد . »
هامش
نسبت داده كه او از كتب قديم‌تر بابلى از تأليفات ضغريث وينبوشاد نقل كرده باعث تطويل مىشود . حتى ابن خلدون با آن قريحهء تحقيق ، اين كتاب دوم را از علماى نبطى دانسته كه از يونانى به عربى ترجمه شده است . ولى عاقبت در نتيجهء تحقيقات گوتشميد و نولدكهء آلمانى و مخصوصاً نالينوى ايتاليايى معلوم شده كه كتاب مزبور مجعول و پر از هذيان است و حتى نالينورا عقيده بر آن است كه ابن وحشيّه وجود نداشته و همان ابوطالب زيات همهء اين موهومات را به قالب ريخته و به يك شخص موهوم نسبت داده است و محققين برآنند كه اين نوع كتب از تأليفات شعوبيّه است كه مىخواسته‌اند ثابت كنند كه علوم نزد ملل غير عرب بوده و عرب را بهره‌اى از علوم نبوده است . » بعيد نيست كه منشأ اشتباه شيخ اشراق هم كتاب الفلاحة النبطيّه و يا كتابى مانند آن از تأليفات شعوبيّه بوده است . فعلًا كتاب الفلاحة النبطيّه در اختيار ما نيست تا مطالب آن را با آنچه از شيخ اشراق در اين زمينه رسيده است مقايسه كنيم .