تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
وقتى كه مطلب به اينجا رسيده است كه نظام آن عالم نظام ديگرى است ، راجع به آخرت گفته‌اند : پس قطعا نظام آخرت ، اين نظام دنيا نيست ، پس آن يك عالم ديگرى است از سنخ عالم روح ( ولى روح نه به معناى آن عقلى كه بوعلى سينا مىگفته ، روح با تمام قوايى كه دارد ) . آنگاه مطلبى مىگويند كه اين مطلب را علم امروز هم تأييد مىكند . مىگويند اين عالمى كه تو الآن با اين خصوصيات دارى مىبينى و اسمش را عالم جسمانى مىگذارى ، تو خيال مىكنى كه همهء اين خصوصياتى كه الآن براى اين عالم درك مىكنى ، اينها بيرون از وجود تو وجود دارد ؟ بيشتر اين خصوصيات را تو الآن در باطن خودت دارى خلق مىكنى ، همان طورى كه علم امروز مىگويد ما الآن اين عالم را ملوّن و با يك رنگهايى مىبينيم ولى آيا عالم در ذات خودش رنگ دارد ؟ وقتى علم خيلى دقيق مىشود [ مىبيند ] اصلا رنگى در متن عالم وجود ندارد . در اثر برخوردى كه اين عالم با ما دارد [ رنگ ادراك مىشود ] . ما نمىدانيم چطور مىشود ولى اين قدر مىدانيم كه ما در درون خودمان رنگ را مىآفرينيم . آقاى مهندس هم در كتاب خودشان مكرر ذكر كرده‌اند كه ما شاخص‌ترين مشخصات اين عالم را ابعاد جسمانى آن مىدانيم ، در صورتى كه علم امروز مىگويد آن چيزى كه اصل اين عالم است ، در ذات خود شايد اصلا بعد نداشته باشد و شايد خود بعد هم از ساخته‌هاى روح و ذهن ما باشد . حتى ما خيلى نمىتوانيم ميان آنچه كه از اين عالم درك مىكنيم مرز قائل بشويم كه چقدر آن روحى است و چقدر آن [ جسمى ] ؟ لذتهايى كه ما درك مىكنيم ، درست است كه يك عامل محركى در بيرون دارد ولى نفس لذت را ما در درون خودمان خلق مىكنيم . لذت در ماده وجود ندارد ، محركش در ماده وجود دارد . حتى لذتهاى جسمانى - نه لذتهاى روحانى - هم مخلوق روح ماست ، منتها در اينجا كه هستيم محركى از بيرون بايد وجود داشته باشد . وقتى محرك در بيرون بود ، آن وقت معد مىشود براى اينكه ما اين لذت را در درون خودمان خلق كنيم . در آن وقتى كه « يَوْمَ تُبَدَّلُ الارْضُ غَيْرَ الارْضِ » مىشود ، همهء آن چيزهايى كه امروز با روح خودمان با [ كمك ] عامل مادى خارج ايجاد مىكنيم ، آن وقت با حكومت روح ايجاد مىكنيم ، يا به تعبير آقاى مهندس در آن وقت با حكومت عنصر سوم ايجاد مىكنيم . منتها آنها معتقدند