تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
نمىتوان از آنها استفاده كرد .

تعريف روح به خدا

چيزى كه قرآن آن را روح مىداند ، فرض اين است كه اجزاء ندارد . وقتى سؤال كردند دربارهء روح براى ما سخن بگو ، روح كه اجزاء ندارد تا او بگويد روح آن چيزى است كه از فلان شىء و فلان شىء به وجود آمده . و روح براى غايتى - يا لا اقل براى غايتى كه آن شخص آن را بشناسد - به وجود نيامده است ( 1 ) . پس يگانه راهى كه باقى مىماند اين است كه روح را به خدا تعريف كنند : روح از امر پروردگار است ، آن چيزى است كه امر پروردگار است و ناشى از امر پروردگار است .

« امر » در قرآن

آن استاد ما اين مطلب را بيان مىكرد ولى البته اين بيان مىتواند يك مقدمه‌اى باشد و بيان كاملى نيست . به نظر من تكميل آن بيان به مطلبى است كه ايشان ( علامه طباطبايى ) در اينجا بيان كرده‌اند - كه البته قبل از ايشان ، ديگران هم اين مطلب را گفته‌اند و آقاى مهندس هم تا حدود زيادى در اين كتاب به اين نكته توجه كرده‌اند - و آن اين است كه كلمهء « امر » در قرآن آنجا كه به خدا نسبت داده شود [ ناظر به وجود دفعى اشياء است ] نه آنجا كه به خدا نسبت داده نشود . گاهى « امر » در قرآن آمده و به ما نسبت داده شده است ، مثلا :
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
( 2 ) . اينجا معنايش اين است : كسانى كه صاحبان امر شما هستند ( در واقع متصديان امر شما ) . يا در جاهاى ديگرى كلمهء « امر » به اشياء نسبت داده شده است . ولى كلمهء « امر » آنجا كه به خدا نسبت داده مىشود و هر وقت
« أَمَرَ اللَّهُ »
و « امره » گفته مىشود وجههء انتساب اشياء است به خدا مستقيما بدون دخالت عامل زمان و مكان ، يا به عبارتى كه اين آقايان مىگويند وجود دفعى اشياء است نه وجود تدريجى ، بر خلاف « خلق » كه
هامش
( 1 ) . اگر روح براى غايتى هم به وجود آمده باشد ، آن غايت از خود روح مخفىتر است . غايت [ روح ] اين است كه به سوى خداوند بازگردد . تازه او ( سؤال‌كننده ) بازگشت به سوى خدا را نمىداند چيست . ( 2 ) . نساء / 59 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 736 | مرتضى مطهرى