أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ »
( 1 ) و جاى ديگر :
« وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ »
( 2 ) كه خيلى در قرآن كلمهء روح آمده است ، مىديدهاند اين كلمه خيلى استعمال مىشود بدون اينكه چيزى از آن بفهمند و از جمله در مورد انسان استعمال شده است ، گفتهاند اين روح چيست كه مرتّب مىگوييد روح ، در انسان روح ، در پيامبران روح ، روحى در مقابل ملائكه ، اين چيست ؟ جواب آمده است :
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
. ايشان خودشان معتقدند كه اين جواب همان جواب واقعى است ، نه جوابى كه در واقع اين است كه در اين موضوع سؤال نكنيد .
تعريف شىء به علل درونى يا بيرونى
يك وقت يكى از استادهاى ما اين طور تعبير مىكرد - كه با حرف ايشان ( علامه طباطبايى ) در اينجا تطبيق مىكند - مىگفت تعريف شىء يا به علل داخليه است يا به علل خارجيه ، يعنى اگر بخواهيم يك شىء را تعريف كنيم يا آن را به اجزائش تعريف مىكنيم ( كه به آنها مىگويند علل داخلى ، علل درونى ) و يا به علل بيرونى تعريف مىكنيم ، يعنى آن را به فاعل يا نتيجهاش تعريف مىكنيم . مثلا كسى از ما مىپرسد :
اين قاليچه چيست ؟ وقتى مىخواهيم قاليچه را براى او بيان كنيم ، گاهى مىگوييم - مثلا - اين مجموعهاى از پنبه يا پشم است كه آن را به صورت نخ در آوردهاند و بعد اين نخها را اين طور رنگ كردهاند و بعد هم اين طور بافتهاند ، ماده و صورتش را ذكر مىكنيم : از چه به وجود آمده و به چه شكل و صورتى در آمده است . اينكه مىگوييم قاليچه چيست ، يعنى چنين مادهاى كه به چنين شكل و صورتى در آمده است . گاهى ، وقتى بخواهيم قاليچه را تعريف كنيم به غرض و فايدهاش تعريف مىكنيم . مىگويد :
اين قاليچه چيست ؟ مىگوييم : قاليچه يعنى چيزى كه درست كنند براى اينكه رويش بنشينند ، يعنى يك چيزى كه پهن كنند روى زمين و بر روى آن بنشينند . مثل اينكه از ما بپرسند : چراغ چيست ؟ مىگوييم آن چيزى كه به وجود مىآورند براى اينكه در تاريكى از نورش استفاده كنند ، يعنى تكيهء ما در تعريف روى خاصيت و اثر آن است . و
هامش
( 1 ) . نحل / 2 .
( 2 ) . مجادله / 22 .