تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
يك تأييدى كه از ناحيهء خدا رسيده است ، آن را روح الهى مىنامد ؟ بعيد نيست همين دومى باشد . يكى ديگر [ از موارد استعمال كلمهء روح ] در مورد مريم است ، آنجا كه مريم بنا بر آنچه قرآن تصريح مىكند كه حامله شد ولى نه از يك انسان ، بلكه خداوند فرشته‌اى يا حقيقتى غير از فرشته را فرستاد و او به يك شكل خاصى ، اين آمادگى را در او به وجود آورد . اينجا هم كه به اصطلاح حيات‌بخشى در كار است ، باز كلمهء روح آمده است . تعبير اين است :
« فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا »
ما روح خود را به سوى مريم فرستاديم
« فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا »
( 1 ) او در نظر مريم به صورت يك بشر معتدل متمثّل شد ، كه خود
« فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا »
نشان مىدهد بشر نبود ولى به صورت يك بشر بر مريم ظهور كرد . اينجا هم باز
« فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا »
است كه بعيد نيست بگوييم اين همان روحى است كه در آيات ديگر با ملائكه رديف قرار داده شده است و قرآن مىخواهد بگويد ما همان را فرستاديم . يكى ديگر از مواردى كه تعبير « روح » در قرآن آمده است آنجايى است كه دربارهء انسان و يا انسانها به طور كلى آمده است . دربارهء آدم - كه البته از مجموع آيات معلوم مىشود كه به هر حال به آدم اول اختصاص ندارد - [ مىفرمايد ] :
« ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ »
( 2 ) سپس او را تسويه كرد . مىگويند معناى تسويه همان تعديل كردن و تكميل كردن است . ظاهرش اين است كه پس از آنكه خلقت جسمانى آدم را تكميل كرد ، از روح خود در او دميد . در آيهء ديگر راجع به همان آدم اول مىفرمايد :
« فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ »
( 3 ) وقتى كه او را تكميل كردم و از روح خودم در او دميدم ، پس شما او را سجده كنيد . هنوز هم آيات ديگر در قرآن زياد است كه كلمهء روح اطلاق شده است ، شايد كلياتش همينهايى باشد كه عرض كردم ، ظاهرا ، هم در سوره‌هاى مكيه آمده و هم در سوره‌هاى مدنيه ، و حتى همين سورهء بنى اسرائيل را كه در آن آيهء
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ »
آمده ، سورهء مكيه مىدانند . در اين سوره اين مطلب آمده است :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ »
هامش
( 1 ) . مريم / 17 . ( 2 ) . سجده / 9 . ( 3 ) . حجر / 29 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 732 | مرتضى مطهرى