تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
متكلمين است . متكلمين هميشه مىخواهند مقايسه كنند عدالت خدا را به عدالت يك حاكم دنيوى و ادارهء عالم را به ادارهء اجتماع انسان ، و قهرا مجازاتهاى اخروى را هم از نوع كيفرهاى اين دنيا مىخواهند حساب كنند . ما در آنجا گفته‌ايم اصلا اگر اين طور باشد ، [ كيفر ] در قيامت تقريبا موضوع ندارد ، نه اينكه مدت و شدتش زياد است ، اصل آن غلط است . قرآن مىگويد اينها در آخرت بايد مجازات ببينند تا حيات دنيايشان با آن توجيه شود و حال آنكه بر اساس بيان متكلمين اصل آن كار غلط است ، خود دنيا بيشتر قابل توجيه است تا آن كار ، چرا ؟ چون اصلا مجازات براى چيست ؟ حكمت مجازات در اين دنيا چيست ؟ يكى از دو چيز است : يا تشفّى است ، عقده خالى شدن است ، كه خود عقده خالى شدن هم يكى از اين جنبه است كه ناراحتى فرد سلب مىشود ، و ديگر از اين جنبه كه اگر عقده در كسى كه ظلم بر او وارد شده باقى بماند ، بعد به اجتماع صدمه مىزند ، يعنى اگر عقده‌اش در مورد جانى خالى نشود ، در مورد غير جانى خالى مىشود . اين مضمون عجيب ، در دعاى حضرت رسول ( ص ) هست ( 1 ) : اللّهمّ اقسم لنا من خشيتك ما يحول بيننا و بين معصيتك و من طاعتك ما تبلّغنا به رضوانك و من اليقين ما يهون علينا به مصيبات الدّنيا ، اللّهمّ امتعنا باسماعنا و ابصارنا و قوّتنا ما احييتنا و اجعلها الوارث منّا و اجعل ثارنا على من ظلمنا ( 2 ) . فرض بر اين شده كه اين انتقامها از دل آدم بيرون مىآيد . حالا كه بناست انسان وقتى كه از ظالم ظلم ديده ، انتقام بكشد - معمول مردم اين طورند ، نگوييد عده‌اى اينها را در روح خودشان حل مىكنند ، آدم ظلم مىبيند ، عقده پيدا مىشود - اين عقده را اگر روى ظالم خالى نكند ، جاى ديگر خالى مىكند . « و اجعل ثارنا على من ظلمنا » يعنى « لا على غير من ظلمنا » . كأنّه فرض شده اين ثار بالأخره بيرون مىآيد ، حالا كه بناست بيرون بيايد ، پس چرا خود ظالم را نگيرد و غير ظالم را بگيرد ؟ يك فلسفهء كيفرهاى دنيوى ، عقده خالى شدن‌هاست . آن دنيا ديگر صحبت اين حرفها نيست ، بعد از ميلياردها سال ، روز وا نفساست ، هر كسى به فكر يك ذره سعادت
هامش
( 1 ) . دعاى خيلى خوبى است كه من هميشه آن را در قنوتها و غير قنوتها مىخوانم . در ماه شعبان وارد است ولى براى هميشه خوب است . ( 2 ) . انتقام ما را روى ظالم ما قرار بده .