تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
براى خودش است . چه كسى به فكر اين مىافتد كه حالا آن كسى كه به من در دنيا ظلم كرده ، عقده‌ام روى او خالى شود ؟ اين حرفها نيست . دومين [ حكمت مجازات در اين دنيا ] مصلحت زندگى اجتماعى است :
« وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ »
( 1 ) . مجرم اينجا بايد مجازات شود تا ديگرى طمع جرم نكند . در قيامت اين حرفها مطرح نيست ، مگر اينكه كسى - العياذ باللّه - بگويد آن تهديدها را كرده‌اند كه در اين دنيا اثر ببخشد ولى آن دنيا واقعيت ندارد ، كه [ در اين صورت ] انسان بايد وعدهء خدا را - العياذ باللّه - باطل فرض كند ، كه چنين چيزى نيست . اگر ما بخواهيم مسألهء مجازاتهاى اخروى را بر همين اساس « متكلمينى » يعنى اساس دنيوى زندگى اجتماعى توجيه كنيم ، نه تنها مسألهء مدت و شدتش قابل توجيه نيست ، [ بلكه ] اصل آن قابل توجيه نيست . من يك قدم هم بالاتر رفتم . ولى مجازات دو جور ديگر هم شرط دارد : يك جور مجازاتهاى تكوينى است ، يعنى در نظام خلقت و طبيعت ، اينكه انسان يك كارى مىكند كه عكس العمل يعنى نتيجه و اثرش را در همين دنيا مىبيند . آدمى كه مشروب مىخورد ، به او گفته‌اند مشروب نخور ، وقتى خورد مجازاتش را در همين دنيا مىبيند يعنى روى اعصاب ، كبد و جهازات ديگرش - كه شما آقايان اطباء بهتر مىدانيد - مىبيند . اين واقعا مجازاتى است در همين دنيا ، ولى دربارهء اين مجازات ، انسان اين طور فكر مىكند كه آن كسى كه مشروب خورده ، چند لحظه مشروب خورده ؟ اين مجازات هم بايد همين مقدار باشد . در مجازاتهاى بشرى است كه اين حسابها [ به ميان ] مىآيد ، مىگويند اين اثر اين كار است . يا مثل اين است كه كسى بگويد آقا كنار لبهء پرتگاه كوه نرو ، چون لازمهء اين كار لغزيدن و پرت شدن است . حال يك كسى خيرگى كرد و لب پرتگاه رفت ، مىافتد و استخوانهايش خرد مىشود ، [ اگر ] كسى بگويد ميان اين جزا و اين عمل تناسبى نيست ، حالا من خيرگى كردم يك قدم رفتم آن طرف‌تر ، بايد اينچنين مجازات بشوم كه از صد متر كوه بيفتم پايين كه تمام مغزم خرد بشود ؟ مىگوييم اينجا وقتى مىگويند جزا يعنى رابطهء علت و معلول . اين كار را نكن كه دنبالش اين [ اثر ] را دارد . آن [ اثر ] ،
هامش
( 1 ) . بقره / 179 .