تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
اين خودش يك منطقى است در قرآن به صورت استفهام انكارى ، يعنى ما را ارجاع كرده به استدلال و عقل خودمان كه خودتان چطور قضاوت مىكنيد ؟ آيا شما خدا را عبث كار ، لاعب و بازيگر ، مبطل ( كسى كه كارى كه از او صادر مىشود باطل است ) فكر مىكنيد ؟ اين طور نيست ، پس قيامت هست . در نحوهء اين استدلال ، در بيان سخن خداوند و توضيح اين مطلب كه اين چه رابطه‌اى است ميان اينكه قيامتى نباشد و خلقت عبث باشد [ بايد توضيح داده شود ] . اين چه حرفى است كه قرآن مىگويد توجيه كنندهء خلقت فقط قيامت است ؟ اين خلاصهء حرف قرآن است كه توجيه خلقت انسان حشر انسان است و توجيه خلقت همهء عالم هم باز وجود قيامت است ، چرا ؟

بيان اهل كلام

يك بيانى معمولا اهل كلام كرده‌اند و اغلب در كتابهاى معمولى همين بيان را ذكر مىكنند كه آن البته بيشتر به خلقت انسان مىخورد و اين توجيه براى خلقت همهء عالم به هيچ وجه كافى نيست . به اين صورت بيان مىكنند ، مىگويند : انسان در اين دنيا داراى اراده و اختيار و آزادى است و در سر راه او كار خوب و كار بد هر دو قرار گرفته است . انسان مىتواند كارهايى را انجام دهد كه خوب است و مىتواند كارهايى را انجام دهد كه بد است ، بر خلاف حيوانات و بر خلاف نباتات و جمادات كه براى آنها خوب و بد مفهوم ندارد . افرادى در دنيا كار خوب مىكنند و افرادى كار بد . اگر قيامتى نباشد خوب و بدها هدر رفته ( خوبها هدر رفته و بدها هم به كيفر نرسيده است ) ، پس خلقت انسان به اين نحوه عبث است ، پس بايد قيامتى باشد براى اينكه نيكوكاران پاداش خودشان را دريافت كنند و بدكاران هم به كيفر خودشان برسند تا خلقت انسان بالخصوص از آن جنبه‌اى كه استعداد نيكوكارى و بدكارى دارد ، از لغويّت خارج شود .

نقد بيان اهل كلام

اگر به اين شكل بخواهيم بيان كنيم ، ما بايد آخرت را طفيلى دنيا تلقى كنيم ، بگوييم چون انسانى در اين دنيا خلق شده و چون انسان كه در اين دنيا هست خوب و