تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
آمده‌اند تعبير خيلى سخيفى كرده‌اند - و البته علماء رد كرده‌اند - گفته‌اند شايد اين « تغنّوا » از ماده غنا به مد نيست ، از ماده غنا به قصر است ، يعنى بىنياز شويد به قرآن . جواب داده‌اند كه عرب هرگز اين كلمه را با تعبير « تغنّوا » نمىگويد ، استغنوا مىگويد . ما يك « تغنّى » داريم و يك « استغناء » . « بىنياز بشويد » را با « استغنوا » بيان مىكنند نه با « تغنّوا » . اين بدون شك تغنّى است ، منتها جواب داده‌اند كه هر آواز خوش و لطيفى كه احساسات را برانگيزد ، به معنى اعم غناست ، ولى غناى مذموم آن غنايى است كه احساسات شهوانى انسان را برمىانگيزد ، آن چيزهايى است كه وقتى پيدا شد عقل انسان را خفيف و سبك و كوچك مىكند اما اگر چيزى احساسات عالى و لطيف انسان را برانگيزد كه عقل انسان را قوى و روشن و ضمير انسان را روشنتر كند ، اشك انسان را جارى كند ، انسان را به ياد خدا بيندازد ، اين هم غناست چون با احساسات انسان سر و كار دارد اما غناى مذموم نيست . ما از لفظ « غنا » كه نبايد وحشت داشته باشيم ، از مورد غنا بايد وحشت داشته باشيم . بعلاوه ما مىدانيم كه از همان صدر اسلام عملا اين عنايت بوده است كه قرآن را با آواز خوش بخوانند و خوش آوازهاى صحابه پيغمبر مىآمدند و قرآن را مىخواندند . حتى خود پيغمبر اكرم گاهى اصحاب را مىگفت قرآن را بر او بخوانند . خودش قرآن بر او نازل شده بود ، او كه قرآن را مىدانست ، ولى از شنيدن قرآن لذتى مىبرد كه از دانستن آن قهرا انسان آن لذت را نمىبرد چون خود شنيدن موضوعيت دارد ، آن براى دانستن كه نيست ، براى فكر نيست . فكر مىداند ، چيزى كه مىداند ديگر تكرارش لغو است . ولى دل هرچه تجديد شود مىخواهد احساساتش تحريك گردد . بسيارى از اوقات خود پيغمبر اكرم بعضى از صحابه را امر مىكردند كه قرآن را باز كن براى من بخوان و او قرآن مىخواند و پيغمبر اكرم گوش مىكردند . عبد الله بن مسعود - كه يكى از كتّاب وحى است - مىگويد يك وقت پيغمبر اكرم به من فرمود كه مصحف را باز كن براى من بخوان . من مصحف خودم را آوردم . از اول سوره نساء شروع كردم به خواندن ، پيغمبر اكرم گوش مىكرد تا رسيدم به اين آيه كه :
فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً
( 1 ) يعنى « چگونه خواهد بود آنگاه كه براى هر امتى گواهى بطلبيم و تو را بر اينها گواه بطلبيم » . تا اين را خواندم
هامش
( 1 ) . نساء / 41 .