تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
« أيها الناس جهان جاى تن آسانى نيست » خيلى ساده است ولى همين ساده را ديگران نتوانستند مثلش را بگويند .

آهنگ‌پذيرى قرآن

مسألهء ديگرى كه مربوط به سبك قرآن است و از قديم مورد توجه بوده است مسألهء آهنگ‌پذيرى قرآن است . اين خيلى عجيب است . تا آنجا كه نشان داده‌اند در زبانها جز شعر چيز ديگرى آهنگ نمىپذيرد . آهنگ واقعى كه يك نفر موسيقيدان بتواند براى آن آهنگ بسازد ، شعر است كه آهنگ مىپذيرد . البته هر نثرى را مىشود با آواز بلند خواند اما آن كسى هم كه آهنگها را نمىشناسد مىفهمد كه اگر اين را ساده بخوانند بهتر از آن است كه با آواز بخوانند . ولى يك چيز آهنگ‌پذير آن چيزى است كه وقتى آن را با آهنگ مىخوانند آن را بهتر بيان مىكند تا وقتى كه ساده مىخوانند . به اين مىگويند آهنگ‌پذيرى ، يعنى آهنگ ، آن را بهتر مىتواند بيان كند از غير آهنگ . قرآن از طرفى ما مىبينيم شعر نيست ، چون نه وزن دارد نه قافيه و نه هجاهايش هماهنگ با يكديگر است . از نظر محتويات هم ، چون شعر اصلا به تخيل بستگى دارد ، تخيل در آن نيست ، آن تشبيهات و خيالات شاعرانه در آن نيست . قرآن يگانه نثرى است آهنگ‌پذير . همين قرائتهايى كه مىخوانند - كسانى كه اهل قرائت هستند - با آهنگ مىخوانند . حالا شما يك كلام ديگر ، خود خطبه‌هاى پيغمبر را بياييد با آهنگ بخوانيد ، اصلا نمىپذيرد . خطبه‌هاى نهج البلاغه را شما بياييد با آهنگ بخوانيد ، نمىپذيرد . هر كلام عربى يا فارسى را - اگر نثر باشد - بياييد با آهنگ بخوانيد ، نمىپذيرد . تنها قرآن است كه آهنگ‌پذير است و اين همان مطلبى است كه از صدر اسلام به آن توجه شده است . اينكه توصيه شده است كه قرآن را به صوت حسن بخوانيد براى همين بوده است كه در قرآن چنين استعداد و پذيرشى بوده و با آهنگ بهتر مىتوانسته است خودش را نشان بدهد و نمايان كند . در اخبار زيادى داريم ( 1 ) : « تغنّوا بالقرآن » غنا بخوانيد با قرآن . اينجا علماء بحث كرده‌اند كه غنا كه حرام است ، با اينكه غنا حرام است پس چطور دستور داده شده كه « تغنّوا بالقرآن » ؟ بعضى
هامش
( 1 ) . مرحوم فيض اينها را در مقدمهء تفسير صافى آورده و معروف است و علماى فقه هم راجع به اينها بحث كرده‌اند .