تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
مىگويند بعضى افراد به علل مزاجى يا عصبى و بالاخره بدنى حالت دهشت برايشان پيدا مىشود مثل مصروعها ، مدتى مىگذرد به حال دهشت هستند كه انگار هيچ چيز را اصلا نمىفهمند و نمىبينند . اين حالت براى او شبيه حالت خواب است ، در بيدارى هم مثل آدم خواب است . وقتى مثل آدم خواب شد در اثر تعطيل اين قواى ظاهرى ممكن است كه آن قواى باطنىاش فعاليت كند ، كه ملا صدرا و ديگران كه اين را نقل مىكنند مىگويند ممكن است چنين اشخاصى باشند ولى علت اين امر نقص است يعنى از نقص ناشى مىشود چون در حال بيدارى به ارادهء خودش اين كار را نمىكند ، [ به عبارت ديگر ] چون در حال بيدارى حالتى شبيه خواب پيدا مىكند اين حالت برايش پيدا مىشود . به هر صورت لزومى ندارد كه اين امر هميشه در اثر فعاليت باشد ، ممكن است در اثر يك نقص هم در انسان پيدا بشود . - داستانى نقل كرده‌اند در همين موارد كه يكى از افسرانى كه مىرود مأموريت ، در اتاق خودش نشسته بوده ، يك وقت مىبيند مادرش او را صدا مىكند و با حالت ناله او را مىخواند . ساعت را يادداشت مىكند ، بلا فاصله برمىگردد برود خانه ، مىبيند در همان موقع مادرش داشته جان مىداده ، در حال نزع بوده و مرتب او را صدا مىكرده . يك فرد عادى بوده ، در حالت بيدارى هم بوده است . جواب : اين دليل نمىشود زيرا ممكن است از ناحيه آن روح مادر باشد نه از ناحيه اين پسر و بعلاوه به طور استثنائى براى همه افراد پيدا مىشود . من خيال مىكردم شما افرادى را مىگوييد كه به طور عادى مكرر برايشان پيدا مىشود ، آن را عرض كردم كه مىگويند گاهى يك نقصى در اعصاب شخص رخ مىدهد و بالاخره منجر مىشود به اين كه او توجهش از اين طرف سلب مىشود ، وقتى توجهش سلب شد نظير حالت خواب را در بيدارى پيدا مىكند ، آن وقت يك چيزى را مىبيند ، و الّا آن كه براى افراد به طور استثنائى پيدا مىشود . دكتر هشترودى گاهى به هيچ چيز معتقد نيست يعنى حرفهايش ضد و نقيض است . من يك جلسه بيشتر او را نديدم ولى در آن جلسه خيلى روحى شده بود . داستانى من از خودش شنيدم ، راست و دروغش را نمىدانم . حرفش اين بود كه ديگر دنياى جمادات را بشر شناخته و دنياى مجهول فعلًا براى او دنياى حيات و ذىحياتهاست ، از دنياى نباتات گرفته تا دنياى انسان ، و هر چه بالاتر مىآيد پيچيده‌تر مىشود ، و بشر