نمىخواهد راجع به پيغمبران بحث كرده باشد ، ولى آقاى طباطبايى و ديگران همه بحث كردهاند كه بعد كه ما چنين قدرتى براى نفس انسان قائل مىشويم آن وقت چه فرقى هست ميان معجزهاى كه پيغمبران مىكنند و امر خارق العادهاى كه يك نفر مرتاض انجام مىدهد ؟ اينها را ما بعد بحث مىكنيم . البته آن تعبيراتى كه شما كرديد تعبيراتى است كه احتياج به توضيح دارد . مىگوييد كه در بشر استعدادى است . ما هم مىگوييم در بشر استعدادى است . در اين مطلب بحثى نيست ، منتها ما از مجموع آثارى كه پيدا مىشود ، اولا بايد بفهميم كه اين استعداد در انسان مىتواند يك استعداد مادى باشد يا يك استعداد روحى غير مادى است ؟ و اين فرضيه دارد كه استعداد مادى است كما اينكه اينهايى كه آمدند معتقد شدند به سيّاله عصبى يا سيّاله مغناطيسى - همين ايرانشهر هم دارد - مىگويند در اثر قوّت اراده يك نوع امواج بالخصوصى از مغز شخص پخش مىشود كه آن امواج ، هم روى بدن خودش مىتواند اثر بگذارد ، همينطور كه در حال تلقين يك بيمار را خوب مىكند بدون اينكه يك دواى عادى و معمولى خورده باشد ، و هم ممكن است كه روى شىء ديگرى اثر بگذارد ( شخص ثالث يا شىء ثالث ) . ايرانشهر اين قضيه را قبول مىكند و اين حقيقت هم دارد . مىگويد مثلا انسان ممكن است اينجا باشد ( 1 ) و جسمى را كه در آنجا هست هدايت كند يا متوقف كند يا به حركت درآورد . البته در قصهها مىگويند كه بعضى راجهها و مرتاضها حتى قطار را با قوه اراده متوقف مىكنند . نمىدانم راست است يا نه ، ولى در كارهاى كوچك ، ما خودمان هم ديدهايم . همينهايى كه احضار ارواح مىكنند احضار ارواح نيست ولى يك قدرت روحى هست ، زيرا مىبينيد او اينجاست ، ميز را به حركت در مىآورد . من خودم ديدهام . من اول باور نمىكردم ، مىگفتم يك حقهاى در كار هست كه ميز را با دست مىچرخانند ولى ديدم نه ، ميز حركت مىكند ( خيلى عادى هم هست و خيلى افراد مىتوانند اين قدرت را داشته باشند ) . او به يك روح به اسم خودش فرمان مىدهد اى آقاى فلان كس خواهش مىكنم آن ميز را مثلا به طرف راست يا چپ بچرخان . من مىديدم واقعا مىچرخد ، كه هر چه هم دقت كردم كه دستى رويش باشد واقعا نبود . حتى وقتى كه به ميز فرمان دادند به اعتبار اينكه فلان روحى است كه
هامش
( 1 ) . نظير دستگاههاى [ كنترل از راه دور ] كه در نمايشگاه ديدهايد كه آن ماشينى را كه زمين را مىكند هدايت مىكند .
در همه جا معمول است .