تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
مىشود و انصرافهاى دائم و ارادى و از روى برنامه سبب پيدايش حالات مداومى در انسان مىشود و راز قضيه را هم در طلوع علم و اراده در وجود انسان دانسته‌اند . و اما بيانى كه آقاى ايرانشهر كرده‌اند اگر آقايان علاقه‌مند هستند در جلسهء آينده روى آن بحث كنيم . اين يك بحث روحى است و بالأخره مربوط به مسائل روحى است ، به نظرم بحث بىفايده‌اى نباشد . - جنابعالى در مورد معجزه دوتا فرض مطرح كرديد : يك فرض اينكه ما بگوييم تمام اين اعمال مستقيما از جانب خداست و خود پيغمبر هيچ نقشى نداشته . فرض دوم اينكه پيغمبر نقشى داشته منتها به اذن خدا . فرض سومى هم طرحش فكر مىكنم ضرورى باشد و اشاراتى هم كرديد نسبت به آن و آن اين است كه بگوييم اين را صرفا پيغمبر انجام داده بدون حتى اذن خدا با توجه به اينكه در انسان نيروهايى هست ، كه دربارهء آن بحث مفصّلى داشت مىشد كه ما اين نيروها را از درون خودمان مىتوانيم بگيريم ، يعنى اين ادعا را مىتوانيم بكنيم كه اين نيروها از درون ما سرچشمه مىگيرد . ما الآن اگر قادر به گفتن هستيم تصميم مىگيريم فلان كلام را حرف بزنيم ، جمله را ادا كنيم ، يا نيروهايى كه به تدريج به آنها پى مىبريم ، درك مطالبى از دور . اينها نيروهايى است كه در وجود انسان در اثر سير تكاملى موجودات به تدريج به وجود آمده ، منتها آن طورى كه امروزه از نظر علمى روى آن بحث مىكنند هر انسانى ( يعنى نوع انسان ) بالقوه داراى اين استعداد هست ، منتها اگر اين انسان از ابتداى كودكى جريانات تجربى زندگىاش به نحوى باشد كه از اين مسيرهاى عصبى و فعل و انفعالات استفاده شود اينها تقويت مىشود و او مىتواند خيلى مسائل را درك كند . حتى آن كسى كه درك موسيقى دارد و مىتواند خوب موسيقى را بفهمد و يك آهنگساز خوب بشود كسى است كه در يك مسير تجربى افتاده كه آن جريانات عصبى در مسيرهاى عصبى اين قدر برقرار شده كه خوب قوى شده و آن كسى كه اين قدرت را ندارد به علت اين است كه در اين تجربه قرار نگرفته ، آن مسيرهاى عصبى مخصوص تقويت نشده و به قول معروف آن كانالها گشاد نشده و كم كم از بين رفته يا ضعيف شده مثل هر عضوى كه به كار نيفتاده است . پس انسان بالقوه داراى اين استعداد هست كه بتواند خيلى مطالب را بيش از آنچه كه يك فرد عادى درك مىكند درك نمايد ، بستگى به تجربه دارد كه در چه