است كه در انسان اين نيت و اين علم و اين اراده پيدا مىشود ، اين اراده در وجود انسان طلوع مىكند . اراده كه پيدا شد مىشود .
بعد ايشان براى اين مطلب شواهدى از اخبار و احاديث نقل مىكنند كه شواهد زياد است ( در همين كلمات امروزيها هم من مىبينم كه برگشت حرفشان به همين حرف است ) . از جمله حديث معروفى است كه ايرانشهر هم در كتاب خودش آن را آورده است كه : « ذكر عند النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله انّ بعض اصحاب عيسى كان يمشى على الماء » به حضرت رسول عرض كردند بعضى از اصحاب حضرت عيسى بودند كه اينها روى آب راه مىرفتند و غرق نمىشدند . پيغمبر فرمود : « لو كان يقينه اشدّ من ذلك لمشى على الهواء » ( 1 ) اگر يقينش از اين بيشتر مىبود روى هوا هم پرواز مىكرد .
امام صادق در حديث معروفى مىفرمايد : « ما ضعف بدن عمّا قويت عليه النّيّة » ( 2 ) يعنى بر هر چيزى كه نيت انسان قوّت و نيرو بگيرد بدن ناتوانى ندارد ، يعنى خيال نكنيد كه يك چيزى را انسان قدرت نيت پيدا كند بعد بگوييد بدن نمىتواند انجام بدهد ، هر ، چه را كه انسان نيت و اراده كند - به شرط اينكه اراده باشد - بدن توانايى انجام آن را دارد .
حديث معروفى است كه فقها آن را توجيه فقهى مىكنند كه البته آن توجيه فقهى هم درست است ولى ايشان از آن يك مفهوم ديگرى هم استفاده كردهاند ( از احاديث متواتر است كه شيعه و سنى روايت كردهاند ) و آن اين است كه پيغمبر اكرم فرمود : « انّما الاعمال بالنّيّات » ( 3 ) يعنى عمل به نيت بستگى دارد . از نظر فقهى معنايش اين است كه خوبى و بدى عمل تابع خوبى و بدى نيت است ، اگر نيت انسان خوب باشد عملش خوب است ، اگر نيت بد باشد عملش بد است . ايشان مىخواهند اين مفهوم را استفاده كنند كه عمل انسان واقعا از هر جهت بستگى دارد به نيت ، يعنى هر كارى كه انسان نيت آن كار را داشته باشد توانايى آن كار را هم دارد .
اين خلاصهاى است از بحثى كه آقاى طباطبايى كردهاند كه در اين بحث ايشان مدعى شدهاند كه انصرافهاى موقت از خارج موجب پيدايش حالت موقت نفسانى
هامش
( 1 ) . [ بحار ، ج 70 / ص 179 . در نقل بحار اين مطلب در مورد خود حضرت عيسى ( ع ) آمده است . ]
( 2 ) . امالى صدوق ، ص 293 .
( 3 ) . وسائل ، ج 1 / ص 8 .