تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
آن طرز تفكر فلسفى - كه كار معجزه را مشكل مىكند - اين است كه از يك طرف قانون عليت را به طور كلى و عمومى مىپذيرند ، يعنى مىگويند هر چيزى كه در جهان به صورت پديده پيدا شد ، بدون علت امكان ندارد . هيچ پديده‌اى در جهان بدون علت محال است به وجود بيايد . البته علم نمىتواند بگويد « محال است به وجود بيايد » . علم مىگويد تا حالا من نديده‌ام به وجود بيايد . تازه علم مىگويد « يك پديدهء بدون مقدمه ( بدون سابقه ) » ، نمىتواند بگويد « علت » ، ولى فلسفه مىخواهد ادعا كند كه هيچ پديده‌اى بدون علت امكان ندارد وجود پيدا كند . اين يكى . دوم : قائل است به اصلى به نام « سنخيّت ميان علت و معلول » و اصل سنخيت مىگويد درست است كه هر پديده‌اى بدون علت به وجود نمىآيد اما اين طور نيست كه هر چيزى كه ما نام « علت » رويش بگذاريم صلاحيت داشته باشد كه هر معلولى از آن پيدا بشود ، بلكه هر علتى فقط صلاحيت براى يك معلول خاص را دارد و هر معلولى امكان پيدايش از يك علت معين را دارد و بس . اسم اين را مىگذارند « اصل سنخيت ميان علت و معلول » . وقتى كه اصل عليت را با اصل سنخيت ميان علت و معلول پذيرفتيم ، آن وقت مجبوريم بگوييم كه هر معلول خاص فقط از علت خاص خودش امكان صدور دارد و بس ، و هر علت خاص فقط معلول خاص خودش [ را ايجاد مىكند ] و بس ، و چون پايهء اين سخن يك فكر فلسفى است ، شما نمىتوانيد آن را نقض كنيد بگوييد من مىتوانم نشان بدهم گاهى يك معلول از چند علت پيدا مىشود ، مثل اينكه در قديم مىگفتند كه حرارت از آتش پيدا مىشود ، از خورشيد پيدا مىشود ( كه آنها خورشيد را از غير نوع آتش مىدانستند و مىگفتند عنصر جداگانه است ) ، از حركت هم پيدا مىشود . حركت يك عرض است ، آتش يك جوهر است . عرض و جوهر كه از يك مقوله نيستند . خورشيد از يك عنصر است و آتش عنصر ديگرى است . مىگفتند كه فرضا ما نتوانيم علت واقعى را كشف كنيم بايد بفهميم اينجا آتش از آن جهت كه آتش است علت نيست ، خورشيد هم از آن جهت كه خورشيد است علت نيست ، حركت هم از آن جهت كه حركت است علت نيست ، حتما يك امر واحدى در اينجا وجود دارد كه اين معلول واحد را به وجود مىآورد و لو ما تشخيص ندهيم آن علت واحد چيست . اين مطلب است كه كار توجيه معجزه را مشكل مىكند . وقتى گفتيم كه چنين رابطهء زنجيرى و قطعى ميان اشياء وجود دارد ، آن وقت مىگوييم كه چطور معجزه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 453 | مرتضى مطهرى