رَسُولًا »
. من در باب توجيه اين آيات ، از افراد زيادى تفسيرهاى مختلف شنيدهام و يادم است يك وقتى همين آقاى خمينى درس اخلاق مىگفتند ، ايشان تكيهشان در اين آيات بيشتر روى اين مسأله بود كه خلاصه كارخانهء معجزهسازى نيست ، معجزه آيت پروردگار است و پيغمبران هم هيچ وقت بر خلاف سنت الهى كارى نمىكنند مگر آنجا كه ضرورت ايجاب كند ، كه اگر نكنند مردم گمراه مىشوند ، آن وقت به حكم آن ضرورت اين كار را مىكنند . مرحوم اشراقى ( 1 ) طور ديگرى مىگفت ، مثلا مىگفت مطلب واضح است ، وقتى واضح است ديگر معجزه نمىخواهد . آقاى حاج ميرزا ابو الفضل زاهدى قمى ( چون حق هر كسى را بايد ادا كرد ) پير مردى است ، الآن هم پيشنماز است در مسجد امام ، ايشان مفسر بود ، نسبتاً مفسر خوبى هم هست ، تفسير مىگفت و اين بيانى كه در آخر عرض كردم بيانى بود كه از اين مرد شنيدم و به نظرم آمد بسيار بيان خوبى است راجع به همين
« لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ »
كه اصلًا اساس اين كار بر معامله بود نه بر ايمان به خداوند و ايمان به پيغمبر .
البته آيات ديگرى نظير اين آيات هست كه باز بعضىها گفتهاند كه پيغمبران گفتهاند ما يك بشرى هستيم و پيغمبر ، و بشرِ پيغمبر معجزه ندارد ، كه آنها را هم ان شاء اللّه جمع كنيم و در هفته آينده مورد بحث قرار دهيم . اگر آقايان هم از اينجور آيات پيدا كردند به ما ارائه دهند .
- فرموديد كه آقاى شريعتى در مقالهء « وحى و نبوت » عقيدهشان اين است كه قوانين طبيعى هيچكدام ثابت و لا يتغير نيست .
استاد : ضرورت ندارد كه خلافش محال باشد .
- بنده سؤالم اين است كه آيا اولًا عقيده خود جنابعالى هم اين است و ثانياً اين نظر آقاى شريعتى شاهد و دليلش چيست ، ايشان به چه دليل اين حرف را مىزنند ؟
اينجور فرمودند كه قوانين طبيعى هيچكدام ثابت نيست . يك زمانى يك قانون هست
هامش
( 1 ) . [ واعظ مشهور معاصر ]