راههاى اثبات نبوت ( 3 )
قبلا بايد عرض كنم كه من امروز آمادگى كافى ندارم . در مسألهء نبوت كه بحث مىكرديم عرض كرديم كه از جنبههاى ما وارد بحث مىشويم . يك موضوعى كه ما در جلسات گذشته وارد بحثش شديم و حالا فكر مىكنم كه بيان خود من در حدود زيادى ناقص بود يعنى آنچه كه خودم مىخواستم بيان بكنم درست بيان نكردم و شايد همان بيشتر منشأ ايراد و اشكال بود اين بود كه عرض كرديم يك بيان براى نبوت عامه - نه نبوت خاصه ، يعنى نه براى اثبات پيغمبرى فلان پيغمبر يا پيغمبرانى كه در تاريخ آمدهاند ، بلكه يك بحث كلى راجع به نبوت كه در ميان بشر نبى وجود دارد و بايد وجود داشته باشد - بيانى است كه حتى در عرف علماء هم مىگويند « بيان حكماى اسلام » .
در كتابهاى حقوقى امروز هم كه گاهى در مسألهء لزوم قانون بيان مىكنند اسمش را مىگذارند « بيان حكماى اسلام » . من فقط پايه و نيز ريشهء قرآنىاش را عرض مىكنم بعد ديگر از اين مطلب مىگذريم .
پايه استدلال حكما
به طور كلى در باب خدا يك بحث هست - كه در گذشته هم و لو به اجمال اين را