تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
غرائز را توجيه كنند ، يعنى اينجور كشف كرده‌اند . خود كلمه « غريزه » مبيّن يك معنى واقعى نيست يعنى مبين يك حقيقتى نيست ، در مقابل « اكتسابى » مىگوييم « غريزى » . چطور ؟ روى حشراتى آزمايش كرده‌اند ديده‌اند اين حشرات پس از اينكه متكوّن و متولّد شدند بدون اينكه مصالح زندگى خودشان را اكتساب كرده باشند - چه از طريق تعلم و چه از طريق آزمايش - نشانه‌گيرى مىكنند و هدفهاى خودشان را پيدا مىكنند . اما آزمايش نكرده‌اند براى اينكه اين حيوان براى اولين بار پيدا شده ، همان اولين بارى كه پيدا مىشود دنبال هدف و مقصد خودش مىرود ، قبل از آزمايش راه خودش را مىداند . و اما تعليم و تعلم [ نداشته‌اند ] براى اينكه شواهد نشان مىدهد كه تعليم و تعلمى از طرف مادر آن حيوان مثلا وجود ندارد . مثال آن خيلى عادى است و لازم نيست يك عالمى گفته باشد : بچه گوسفند يا بچه اسب وقتى از مادر متولد مىشود ( من خودم مكرّر ديده‌ام ) كوشش مىكند از جا بلند شود و بلند مىشود . تا بلند مىشود پوزه‌اش را كج مىكند و دنبال پستان مادر مىگردد يعنى آن پستانى كه هنوز يك بار هم از آن نچشيده است ، يك گمشده‌اى دارد ، جستجو مىكند و مىيابد . هيچ آدم نمىبيند كه مادرش در حالى كه درد مىكشد او را كوچكترين اعانت و كمكى بكند كه آدم بگويد اين از طريق مرموزى به او خبر مىدهد كه برو اينجا ، و اين چندان معقول هم نيست . گذشته از اين ، علماء ثابت كرده‌اند كه بعضى از اين حيوانات هستند كه نسل جديد اصلا نسل گذشتهء خودش را نمىبيند ، با اين كه او را نمىبيند مع ذلك آن عمل حيرت‌انگيز خودش را انجام مىدهد . پس با تعليم و تعلم هم نيست . مىماند مسألهء وراثت كه شايد اين علم از طريق وراثى منتقل شده . اين را هم علم تأييد نكره كه علمى از طريق وراثت منتقل بشود . اگر از طريق وراثت است ، در خود انسانها ولد العالم بايد تمام العالم به دنيا بيايد ، هر كسى كه عالم شد - مخصوصا اگر نسلهاى متوالى عالم شدند - فرزند او بايد عالم به دنيا بيايد ، و بعلاوه اساسا اشكال مىآيد در آن نسلهاى قديمى - كه حالا من يادم رفته مواردى كه ذكر كرده‌اند علمايى كه در اين زمينه مطالعه كرده‌اند - كه در آن نسلهاى سابق سابق هم نه با تعليم و تعلم قابل توجيه است و نه با آزمايش . چنين هدايت و راهيابى به شكلى كه در غرائز حيوانات وجود دارد منشئى نمىتواند داشته باشد جز الهام الهى ، جز اينكه انسان بگويد منشئى غير از منشأهاى عادى دارد ، همان طورى كه قرآن كريم هم از مسألهء زنبور عسل تعبير به « وحى » مىكند
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا