تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
بر طرف كردن خاكهاست ) تا خاكها را از روى گنجينه‌هاى عقلها بر دارند . اين نيروى اضافىاى كه شما مىگوييد ، نيامده كه حتى كمك باشد براى عقل ، ما فوق كمك است براى عقل ، تا چه رسد كه بگوييم آمده‌اند كه عقل را بگويند تو برو كار نداشته باش ما كار مىكنيم . ما خواستيم عرض كنيم اگر ما باشيم و اين ساختمان بشر ، مىبينيم اين ساختمان بشر هم نياز دارد به رهبرى و هدايت ( همان كه شما از آن تعبير مىكنيد كه عقلش را كمك كند ) ، و هم نياز دارد به اينكه آن غريزهء منفعت‌جويى فردى او را رام كند يا به قول فرويد آن را تعالى بدهد يعنى متوجه مسائل بالاترى بكند تا مصالح اجتماعىاش هم بر همين اساس تنظيم بشود . اما اينكه كسى بيايد بگويد چرا اصلا بشر اينطور آفريده شد ، چرا آنطور آفريده نشد ، چرا به همهء افراد نبوت داده نشد ، اين چراها در متن خلقت اصلا صحيح نيست ، يعنى خلقت روى يك نظام لايتخلفى حركت مىكند كه اين نظام را نمىشود تغيير داد . اين هم كه من عرض كردم « نياز به نبوت » - و هر كسى كه مىگويد - معنايش اين نيست كه چون بشر نيازمند است ، خداوند خودش را مكلف دانست و بر خداوند واجب شد پيغمبران را خلق كند تا اين نقص خلقت بر طرف بشود . آقاى مهندس بازرگان هميشه نقل مىكند از آقاى ابو الحسن خان فروغى ( كه معلوم مىشود ابو الحسن خان فروغى هيچ اين چيزها را نمىفهميده ) كه « بله ، اينها براى خدا آيين‌نامه معين كرده‌اند » . صحبت آيين‌نامه نيست ، صحبت اين است كه اگر ما مسألهء نياز را مطرح مىكنيم براى اين است كه در خلقت چنانچه چيزى مورد نياز نباشد اگر هم به وجود بيايد حذف مىشود ، يعنى چيزى نمىتواند در خلقت باقى بماند الّا اينكه با ساير نيازها هماهنگى داشته باشد و البته طرح خلقت طرح كاملى است ( صحبت آيين‌نامه و تكليف و اين حرفها نيست ) و هر چيزى را در جاى خودش [ به وجود آورده است ] يعنى اگر در خلقت نيازى باشد و استعداد و امكان پذيرشى باشد ( ممكن است نياز باشد و امكان پذيرش نباشد ) فيض خداوند مطلق است ، افاضه مىكند . پس مسألهء نياز را مىگوييم ، به واسطهء [ اينكه ] يك ركن از پيدايش [ نبوت ] است . ما نمىتوانيم بگوييم چرا افراد بشر اينجور نيستند ؟ خلقت نظام منظمى دارد ، هر موجودى در مرتبهء خودش كه موجود شده نمىتوانسته غير از اين باشد كه هست . بشر در اين مرحله‌اى كه هست ، با اين نيازهايش ، با همين نقصها و كمالهايش ،