تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ . . .
( 1 ) . گاهى ملائكه هم هست به عنوان اينكه واسطهء وحى هستند ، و مسألهء ملائكه هم مطرح است . به هر حال قيامت در قرآن هر جا كه مطرح شده به عنوان يك چيزى [ مطرح شده ] كه به آن ايمان بياوريم . آنها كه گفتند « اصول دين » يعنى چيزهايى كه ما بايد به آنها ايمان بياوريم ، نگفتند به نماز ايمان بياوريد ولى گفتند به خدا ايمان بياوريد و به پيغمبر و به قيامت ، و اتفاقا مطلبى كه خودتان در آخر اشاره كرديد و خواستيد رد بكنيد درست نيست ، [ معاد ] يك موضوع ايمانى هم هست ، يعنى همين طور كه خدا در فطرت و روح انسان يك پايه‌اى دارد و انبياء و نبوت هم همين جور ، معاد هم در روح انسان يك پايه‌اى دارد ، يعنى همين تمايل به بقا يك چيزى است در انسان . انسان فكرش و شعورش و ادراكش به گونه‌اى است كه نمىتواند فنا و نيستى خودش را بپذيرد ، لا اقل معادش را به صورت بقاى نامش ، بقاى يادگارش ، به يك صورت « بقايى » مىپذيرد ، مىخواهم بگويم در روح انسان مايه‌اى از ايمان نسبت به معاد هست . به هر حال حرف اساسى اين است : شما بخواهيد اصول دين را دوتا بدانيد يا سه تا ، به جايى ضرر نمىزند . متكلمين كه اين حرف را گفتند اساس حرفشان اين بوده كه در قرآن معاد جزء موضوعات ايمانى شناخته شده . حالا شما در عين حال مىخواهيد قبول بكنيد مىخواهيد قبول نكنيد ، قبول هم نكنيد به جايى ضرر نمىزند . - ما آن دو اصل را از طريق عقل و استدلال مىپذيريم يعنى علائم ، استدلال ، دليل ، مطالعات علمى ، در حالى كه معاد را از اين طريق نمىتوانيم بپذيريم . فرق اين دو اين است . استاد : به اندازه‌اى كه در نبوت مىشود بحث كرد [ و ] دليل عقلى [ آورد ] ، در معاد هم مىشود بحث كرد . - اما مطلب دربارهء طرح مسألهء نبوت بود كه جنابعالى فرموديد كه يكى از مسائل اين است كه آيا بشر احتياج و ضرورتى داشت به اينكه انبيائى برايش بيايد يا نه ، كه سؤال شبيهش را آقاى دكتر . . . كردند . اتفاقا جوابى كه داديد ، اعتراضى بود كه بنده به صحبت خود شما داشتم و آن اينكه اصولا طرح سؤال به اين شكل درست نيست .
هامش
( 1 ) . بقره / 62 .