يك نظريهاى آقاى مهندس بازرگان در مسألهء وحى ذكر كردهاند كه شايد منطبق با هيچيك از سه نظريه نباشد . آن نظريهء اول عاميانه را كه صد در صد انكار و رد مىكنند .
با نظريهء دوم هم كه صد در صد وحى را يك امر طبيعى و مادى و همان نبوغ بشرى مىداند منطبق نيست . با اين حرف هم منطبق نيست . اگر آقايان مصلحت بدانند روى آن هم يك بحثى مىكنيم و همهء اينها احتياج به بحث بيشترى دارد . آن چيزى كه به نظر من بيشتر براى ما لازم است يعنى از نظر خودم آن را بيشتر لازم مىدانم كه بحث بكنيم و آقايان هم اگر مدارك و اطلاعاتى دارند ممكن است رويش مطالعه كنند ، همين است كه آيا روانشناسى امروز چنين حسى را كه قدماى علما مىگفتند مىپذيرد يا نمىپذيرد ؟ امروز ديگر عرضى ندارم .
سؤال : راجع به مسألهء نبوت چرا تعداد مشخص و يا نامشخصى پيغمبر و يا رسول فرستاده شده و چرا اين افراد خاص انتخاب شدهاند ، چه خصوصياتى بايد مىداشتند تا انتخاب مىشدند ؟ چرا پيامبران بزرگى كه ما مىشناسيم از سرزمين خاصى ظهور كردهاند ؟ و ديگر اينكه ساير اقوام چه وضعى داشتهاند ، آيا اقوام ديگر آنطور كه گفته شده پيغمبر داشتهاند و اگر داشتهاند به چه صورت بوده كه بعضى از اقوام آنطورى كه تاريخ و حتى مشاهده در حال حاضر نشان مىدهد ظاهرا آثارى از اينكه پيغمبرى براى آنها ظهور كرده باشد نيست و اينها از لحاظ مسئوليتى كه دارند و به هر حال بايد حقايق به شكلى براى آنها ارسال شده باشد و آنها تا مدت زيادى ارتباطى با جهان ديگر نداشتهاند وضعشان به چه صورت بوده ؟ و نكتهء آخر اينكه تحت چه شرايطى پيامبر اسلام ظهور كرد كه مىتوانست آخرين پيغمبر باشد و آن شرايط ديگر تكرار نمىشود يعنى آن خواستهها و نيازها ديگر تكرار نمىشود يا براى هميشه جواب گفته شده است ؟
جواب : يك سؤال آقاى دكتر اين بود كه چه امتيازى در كار بوده كه يكى پيغمبر شود يكى نشود ؟ اين جزء همان مسائل فرعى است كه من يادداشت كردهام . در واقع سؤال اين است كه آيا افرادى كه براى پيغمبرى انتخاب مىشوند يك امتيازى نسبت به ديگران دارند يا همين طور گزاف و گتره است ، مثل اينكه قرعه بكشند يك كسى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 360
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٦٠