تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
للقلوب تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة و تنقاد به بعد المعاندة و ما برح للّه عزّت آلاؤه في البرهة بعد البرهة و في أزمان الفترات عباد ناجاهم في فكرهم و كلّمهم في ذات عقولهم » ( 1 ) خدا ذكر را - يعنى ياد خودش را - مايهء روشنى دلها قرار داده است ، به وسيلهء همين ياد او بودن ( 2 ) است كه گوش انسان سنگينىاش بر طرف مىشود ، مىشنود بعد از اينكه نمىشنيد ، مىبيند بعد از آنكه نمىديد ( اگر ما باشيم و اين تعبير ، اين را دو جور مىشود معنى كرد : يكى اينكه « مىشنود بعد از آنكه نمىشنيد » مقصود كنايه است از اينكه سخنان حق را مىشنيد ولى در او اثر نمىگذاشت ولى بعد از اين در او اثر مىگذارد ، عبرتها را مىديد ترتيب اثر نمىداد ، بعد از اين ترتيب اثر مىدهد . ولى احتمال بيشتر كه همان هم به نظر من مقصود است اين است كه چيزهايى مىشنود كه قبلا نمىشنيد ، واقعا چيزهايى مىشنود كه قبلا نمىشنيد و واقعا چيزهايى مىبيند كه قبلا نمىديد ) « و تنقاد به بعد المعاندة » بعد مىشود واقعا عبد ، منقاد ، خاضع در مقابل حق . قرينه ، اين ما بعد است : « و ما برح للّه عزّت آلاؤه في البرهة بعد البرهة » دائما در جهان اينچنين بوده ، در فواصل متعدد ، در وقتى كه پيغمبرانى نبوده‌اند ( و في ازمان الفترات ) هميشه خداوند بندگانى داشته است كه با آنها در فكرشان مناجات مىكرده ( مناجات سخن سرّى را مىگويند ) ، خداوند در فكر آنها با آنها سخن سرّى مىگفته است « و كلّمهم في ذات عقولهم » در عقل آنها با آنها سخن مىگفته است . صد در صد اين جمله حضرت مىخواهد بفهماند كه تنها پيامبران نيستند كه سخن حق را مىشنوند و الهامى از ناحيه حق به آنها مىشود ، افراد ديگرى هميشه بوده‌اند و چنين اشخاصى در جهان خواهند بود ، در عين حال پيغمبر هم نيستند . پس اين نظريه كه نظريهء سوم است مبتنى بر اين اساس است ، يك نوع انسان‌شناسى است ، خلاصه‌اش انسان‌شناسى است ، كه در هر بشرى كم و بيش اين استعداد هست ، حد اقلش آن چيزى است كه در بعضى از خوابها ظهور مىكند . حتى فلاسفه هم اين را از همين باب ذكر كرده‌اند . در حديث هم هست كه رؤياى صادق يك جزء از هفتاد جزء نبوت است ، يعنى يك شعله و يك برق خيلى كوچكى است . هفتاد هميشه عددى است كه براى كثرت آورده مىشود . مقصود اين است كه آن خيلى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 220 . ( 2 ) . البته خود ياد خدا بودن خيلى مراتب دارد .