تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
وحشى بسيار نادر است ، در حالى كه نژادهاى مختلف كبوتر اهلى بسيار فراوان است ( خودش صد و بيست نوع آن را جمع‌آورى كرده بود ) و حتى تفاوت بين خصوصيات نژاد اهلى گاهى به حدى مىرسد كه بيش از تفاوت بين اين نوع با نوع ديگر پرنده ( فرضا كبك و تيهو ) است . مدتى در اين موضوع مطالعه كرد . بعد متوجه شد كه پرورش‌دهندگان جانوران و گياهان وقتى صفت ممتاز و مفيدى را در جانورى يا گياهى مىبينند ، آن جانور يا گياه را جداگانه پرورش مىدهند و در نتيجه آن صفت مفيد تقويت مىشود و در نسلهاى بعدى اين تقويت و تشديد انتقال داده مىشود ، به طورى كه پس از مدتها ايجاد نوع جديد مىكند . داروين اين مسأله را « انتخاب مصنوعى » ناميده است ، يعنى بشر مصنوعا با دست خودش اين انتخاب را انجام مىدهد . از اين مطلب دو موضوع را كشف كرد : يكى اينكه شكل و هيأت و صفات جانوران و جانداران تغييرپذير هستند ، ثابت نيستند ، دوم اينكه اين تغييرپذيرى قابليت تشديد و تقويت دارد . بعد مدتى به فكر افتاد كه حتما عاملى هم در طبيعت وجود دارد كه بر روى جانوران و گياهان وحشى اثر دارد . پس از مدتى مطالعه ، كتاب رساله‌اى در باب جمعيت تأليف مالتوس دانشمند اقتصاددان انگليسى كه كشيش هم بود ، به دستش افتاد . مالتوس در كتاب خودش ثابت كرده بود كه جمعيت روى زمين با تصاعد هندسى افزايش پيدا مىكند ، يعنى از هر پدر و مادر به طور متوسط چهار فرزند باقى مىماند . بنابراين افراد روى زمين به نسبت 2 ، 4 ، 8 ، 16 يعنى تصاعد هندسى بالا مىرود ، در حالى كه غذا و مسكن با تمام كوشش و تلاشى كه صنعت و تكنيك بشر در راه تأمينش به كار مىبرد ، به نسبت تصاعد حسابى يعنى 2 ، 4 ، 6 و 8 بالا مىرود . بنابراين عواقب شومى در انتظار بشريت است ، يا بايد آفات ، جنگها ، بيماريهاى ميكروبى ، زلزله و ساير آفات ، بشر را تعديل كند و يا اينكه بايد مردم را به رياضت اخلاقى وادار كرد و مانع توليد مثل آنان شد . داروين پس از خواندن اين كتاب مدتى مطالعه كرد و عاملى را به نام عامل « انتخاب طبيعى » در طبيعت كشف كرد كه اساس فرضيهء خودش را بر آن گذاشت ، به اين معنا كه گفت تمام انواع جانوران و گياهان به وضع بىحسابى به توليد همنوعان خودشان مشغولند ، به طورى كه اگر زاده‌هاى يك نوع از جانور يا گياه ( فرضا سوسك يا خرگوش يا خزه ) تنها روى زمين باقى بمانند ، در مدت كوتاهى تمام سطح زمين را سوسك يا خرگوش يا خزه فراخواهد گرفت و اگر تمام مردم روى زمين به مرگ طبيعى بميرند ، بعد از گذشت هزار سال ، جا براى ايستادن قائم روى سطح زمين پيدا نمىشود . بعد با خود گفت : پس اين تعادل جمعيتى كه بين انواع مختلف و افراد يك