تحليل رفتن چشم در موش كور و حيواناتى كه در تاريكى و غارها به سر مىبرند و از بين رفتن دست و پا در مارها كه معمولا در بين علفها مىخزيدند و همچنين كوچك شدن بال و عدم قدرت پرواز شترمرغ كه به علت چابكى مخصوص در دويدن ، پرهاى خودش را به كار نمىبرده ، نمونههايى از اعضاى تحليل رفته بر اثر عدم استعمال است و همين طور عكس آن ، پردهء بين انگشتان پاى پرندگان دريايى ، بلندى گردن زرافه و درازى زبان مارها و مارمولكها كه اين عضو را به جاى عضو لامسه به كار مىبرند و همچنين وجود شاخ در حيوانات جنگى و قوى شدن دو پاى عقب كانگورو كه معمولا روى دو پا مىايستد و ناچار است نوزاد خودش را در كيسهاى كه زير شكمش قرار دارد نگهدارى كند ، نمونههايى از تقويت عضوهايى از بدن است كه استعمال زياد شدهاند . البته لامارك طرفدار توليد خود به خود هم بود ، يعنى معتقد بود كه موجودات زنده از موجودات غير زنده به وجود مىآيند ، يعنى طرفدار خلق الساعه بود و تمام دانشمندان علم طبيعى تا ظهور دانشمند شهير فرانسوى پاستور اين طور فكر مىكردند ، به طورى كه در دانشكدهء پزشكى پاريس رسما توليد خود به خود كرم در معدهء انسان تدريس مىشد .
اما داروين . داروين كه بىشك يكى از مشهورترين دانشمندان جهان است و علت شهرت او يكى مخالفت شديد عدهاى از علماى طبيعى با فرضيه او و بخصوص تمام علما و مقامات مذهبى با نظريات طبيعى وى بود و اين نقش بزرگى در شهرت او داشت و همچنين مقاومت و پايدارى و اقامهء دلايل مستدل علمى كه مخالفين را از محكوم كردنش عاجز مىكرد و نيز حمايت و پشتيبانى بعضى مقامات مكاتب فلسفى مثل ماركسيسم ، ماترياليسم ، فاشيسم ، كمونيسم و غيره كه فرضيات داروين را در جهت عقايد خودشان احساس مىكردند ، در عالمگير شدن و شهرت بيش از حد داروين تأثير داشتند . داروين در سال 1809 يعنى اوايل قرن نوزدهم در يك خانوادهء متموّل به دنيا آمد . پدرش پزشك حاذقى بود و بسيار مايل بود كه فرزندش طبيب بشود . در كودكى آثار هوش و نبوغى در او ديده نمىشد ، فقط به جمعآورى گياهان و جانوران بسيار علاقه داشت . بالأخره وارد دانشكدهء پزشكى شد ولى روزى بر اثر ديدن صحنهء عمل جراحى روى يك دختر - كه تا آن زمان داروى بيهوشى كشف نشده بود و بيماران روى تخت جراحى رنج فراوان مىبردند - به قدرى متأثر و ناراحت شد كه براى هميشه دانشكدهء پزشكى را ترك كرد . بعد به جهانگردى پرداخت و مدت پنج سال دور دنيا گردش كرد . خودش ابتدا طرفدار ثبات انواع بود ولى ضمن مطالعاتش اول متوجه شد كه تنوع بين جانوران و گياهان اهلى خيلى بيشتر از تنوع بين جانوران و گياهان وحشى است ، يعنى مثلا نژادهاى مختلف كبوتر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 264
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٦٤