تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
نمىگيرند . پس مكمل و متمم آن براهين ، براهينى است كه از راههاى عقلانى و فلسفى اقامه شده باشد . راههاى فلسفى تنها اين راه ( راه سينوى ) نيست . من در آن استدلالهايى كه كردم ، آن كه متناسبتر با اين جلسه ديدم ، همين راه سينوى بود كه انتخاب و عرض كردم . آن راهى كه صدرا رفته است ، از اين راه خيلى شريفتر و عاليتر و متين‌تر است . بوعلى سينا اولين بار اين حرف را در اشارات زده و خودش هم ابتهاج كرده است و مىگويد كه اين آيهء كريمهء قرآن :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ، أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ »
( 1 ) [ گواه صحت اين راه است ] . در زبان قرآن مثلا مىخوانيم :
« شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
( 2 ) ذات حق خودش بر خودش شهادت مىدهد ، يعنى ما از چيز ديگر بر ذات حق استدلال نمىكنيم ، از خود ذات حق به ذات حق استدلال مىكنيم . اين منطق در آيهء
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا . . . »
هست . يا مثلا ما در دعاى صباح مىخوانيم : « يا من دلّ على ذاته بذاته » اى كسى كه ذات خودش دليل بر ذات خودش هست . در دعاى ابو حمزه مىخوانيم : « بك عرفتك و انت دللتنى عليك » . در دعاى امام حسين ( عليه السلام ) در روز عرفه مىخوانيم : « أ يكون لغيرك من الظّهور ما ليس لك حتّى يكون هو المظهر لك » . اين مضمون در اسلام زياد بوده است كه اصلا در يك منطقى ذات خدا خودش دليل بر خودش هست و هيچ احتياج نيست كه ما از راه اشياء بر وجود خدا استدلال كنيم . آن شعر شبسترى هم ناظر به همين است ، كه : زهى نادان كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان ابن سينا در اين راهى كه كشف كرده است ، اصلا سراغ مخلوقات و موجودات نرفته ، از اول آمده از يك تقسيم وارد شده - همانطور كه عرض كردم - گفته موجود بر دو قسم است : يا واجب است يا ممكن . مىگويد : « هذه هى طريقة الصّدّيقين » راه « صدّيقين » همين است ، كه ديگر از راه مخلوقات بر خدا استدلال نكرده است . ولى بعد صدرا و ديگران آمده‌اند گفته‌اند درست است ، اين قدرى با راه آنها فرق مىكند
هامش
( 1 ) . فصّلت / 53 . ( 2 ) . آل عمران / 18 .