تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
و اماته به دست اوست - دو فرشته مىداند ، احياء به دست يك فرشته است و مميت فرشتهء ديگرى است . رزق و روزى را به فرشتهء ديگرى و علم را به فرشتهء ديگرى مستند مىكند . از نظر قرآن اصلا براى خدا تنها اين صفات مدبّر بودن ، محيى بودن ، مميت بودن ، رازق بودن و حتى خالق و آفريننده و موجد بودن كافى نيست ، چون خدا اين صفات را به ملائكه‌اش هم نسبت مىدهد . اگر يك كسى آمد گفت آقا ! شما خيلى زحمت كشيديد ، مثل آقاى كريسين موريسن رفتيد اينهمه استدلال كرديد از راه خلقت موجودات ، همه حرفها دليل بر اين است كه يك ناظم شاعرى و يك مدبّرى در عالم هست . مىگويد من قبول ندارم كه مدبّرى در عالم نيست ، [ اما ] آن مدبّر هم يك خالقى دارد ، آن خالق هم يك خالقى دارد و . . . الى غير النهايه ، يعنى يك نوع ديگر انكار خداست ، گواينكه ماديون عقلشان به اين حرفها نرسيده است . حتى برهان ارسطو از راه « محرّك اول » هم ناقص است . محرّك اول يعنى موجود ثابت غير طبيعى ، يعنى وجودى كه خاصيت طبيعت در آن نباشد ، تغيّر و تحول در آن نباشد . خوب نباشد ، تازه مىشود يك موجود غير طبيعى ، تازه به قول خود ارسطو مىشود يك عقل ( او اسم هر موجود غير طبيعى را مىگذارد عقل و مجرّد ) . خوب ، آن عقل معلول يك عقل ديگرى است و او معلول يك عقل ( يك مجرّد ) ديگرى است و . . . الى غير النهايه . پس ما در استدلالات خودمان اين اشتباه را نكنيم . اين حرف را هم اول مصريها آوردند و در دهان ما انداختند ، گفتند « نه آقا ! قرآن از اين راه مىرود ، همهء آن حرفها غلط بوده ، بياييد از اين راه وارد شويد » . بله ، اين خودش يك راهى است ، درست هم هست ، عوام الناس را هم بايد از همين راه سوق داد ، چون براى عوام الناس اساس اين است كه بايد ايمان داشته باشند . اصلا عوام الناس فكر نمىكند ، وقتى كه آمد يك موجود مخلوقى را ديد و آثار قدرت و علم و اراده را ديد ، همين قدر [ كه فهميد ] در ماوراى محسوسات هم حقيقتى هست ، او ديگر به خدا ايمان پيدا مىكند و ما ، ماوراى ايمان به خدا ، از او چيز ديگرى نمىخواهيم . يك وقت هست كه ما مىخواهيم ببينيم از چه راه مردم را بهتر و بيشتر مىشود سوق داد ، اما يك وقت ما مىخواهيم ببينيم آن راهى كه در عين حال تمام راههاى منطقى و عقلانى خلاف را سد كرده باشد ، يعنى صد در صد شكل يك برهان به خود گرفته باشد [ كدام راه است ] . تا اين براهين فلسفى به آن حرفها ضميمه نشود ، آنها شكل « برهان بر وجود خدا » به خود
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 205 | مرتضى مطهرى