تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
است .

پيدايش عالم و حركت جوهرى

وقتى رسيديم به اينكه همه چيز حركت است ، همهء عالم سراسر ( يعنى تمام اجزاى عالم در تمام شئونش ) يك حركت دائم است ، بعد [ صدر المتألهين ] تحليلى از حركت مىكند ، مىگويد وقتى شما حركت را بررسى كنيد مىبينيد حقيقت آن حدوث تدريجى است ، يعنى شىء دائما و تدريجا حادث مىشود ، يعنى يك درجه از وجودش عقب مىافتد ، يك درجهء ديگر پيدا مىشود . پس عالم مستمرّ الحدوث است . چرا ما برويم سراغ روز اول ، بگوييم در يك لحظه عالم به وجود آمده ؟ عالم در تمام لحظاتش در حال حادث شدن است . چيزى در عالم نيست كه باقى باشد . اصلا بقايى در عالم نيست . هيچ چيزى دو لحظه در عالم باقى نيست . تمام عالم - من اوّله الى آخره - دائما در حال حادث شدن است . اين [ نظر ] به طريق اولى وجود خدا را ثابت مىكند . چطور اگر ما همان فرض نامعقول را بكنيم ، بگوييم نيست مطلق بود و در يك لحظه عالم به وجود آمد ، مىگوييد پس يك محدثى بوده ، اما اگر عالم اين طور باشد كه دائما در حال حدوث است ، محدث نمىخواهد ؟ قطعا محدث مىخواهد . چيزى كه وجودش وجود حركتى و حدوثى بخواهد باشد كه دائما در حال حدوث باشد ، اين بدون اينكه متكى به غير باشد و از ناحيهء ديگر فيض بگيرد ، امكان‌پذير نيست . پس اينها مسألهء پيدايش عالم را اين طور حل كرده‌اند كه اصلا سراغ روز اول نمىروند ، مىگويند عالم دائما در حال پيدايش است . آنها كه مىگويند عالم دائما در حال پيدايش است ، از راههايى وارد نمىشوند كه به اين نظريهء بقاى ماده و بقاى انرژى - كه امروز مىگويند - لطمه و ضربه‌اى وارد بياورند . اين بقايى كه اينها مىگويند غير از عدم بقايى است كه آنها مىگويند . ولى در عين حال من شخصا علاقه‌مند هستم كه اين مسألهء بقاى ماده به مفهومى كه امروز مىگويند همان طورى كه طرح كرده‌اند حل شود كه ما درست بفهميم آيا علم امروز به اينجا رسيده كه خواسته است بگويد مقدار مادهء عالم ثابت است و يا اينكه نه ، واقعا به شيئى در دنيا رسيده‌اند كه آن شىء را ثابت گرفته‌اند و خود آن شىء ثابت هميشه موجود است و حالات آن هميشه متغير است ؟