تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
- دربارهء ماده مىتوانيم اين مثال ساده را بزنيم كه : كسى كه وزنش ثابت است ، معمولا آنچه وارد بدن او مىشود با آنچه خارج مىشود مساوى است ، اما سلولهاى بدنش هيچ كدام سلولهاى اوليه نيستند ، بلكه همه عوض شده‌اند . در مورد عنصر ، مطلب به اين شكل نيست . مىگويند اشياء يا مركّب هستند يا بسيط . مركّب آن چيزى است كه اقلا از دو عنصر بسيط به وجود آمده باشد ، كه هم معدوم مىشود و هم تغيير مىكند . اما عنصر بسيط آن ، هم وجود دارد و هم آنچه هست وجود دارد ، يعنى خاصيت خودش را از جميع جهات حفظ مىكند و آن ديگر تغيير نمىكند و معدوم هم نمىشود . مثلا يك اتم گوگرد يا اكسيژن اگر تمام خواص خودش را در تمام تغيير و تحولات حفظ كند ، اين همان است كه اول بوده . بنابراين از خواص ماده تغييراتى ايجاد مىشود و از تغييرات آن حركت به وجود مىآيد . البته حركت هم نسبى است و آن را در سه بعد تعريف مىكنند : حركتهاى خطى روى يك محور ، حركتهاى سطحى روى دو محور و حركتهاى حجمى روى سه محور . اگر محور خودش متحرك باشد ، حركت معنى ندارد . بنابراين بايد گفت اشياء نسبت به هم متحركند . استاد : اينجا دو مطلب بود ، يكى مسألهء حركت كه بعد عرض مىكنم و يكى اين مسأله كه ببينيم مثلا آيا واقعا يك ملكول اكسيژن از ازل به همين حالت بوده است ؟ من در كتابهايى كه به طور سطحى خوانده‌ام [ ديده‌ام كه ] اين جور نيست ، خود اتمهايى كه تشكيل دهندهء همين اكسيژنها هستند ، يك وضع ثابتى ندارند . وقتى شما مىگوييد آن هستهء اتم از تكاثف ( 1 ) انرژى به وجود آمده ، يعنى اصلا انرژى متكاثف شده است تا اين به وجود آمده ، نه اينكه حقيقت آن ، انرژى متكاثف است كه احيانا ما آزاد مىكنيم ، يعنى انرژى ممكن است متكاثف شود و هستهء اتم از آن به وجود بيايد ، كما اينكه ممكن است آزاد شود و اصلا اتم از حالت اتمى و مادى بودن خودش خارج شود و در عالم يك اتم هم پيدا نمىكنيم كه بگوييم از ازل به همين حالت بوده و تا ابد خواهد بود . وقتى خود اتمها اين طور باشند قهرا عناصرى مثل اكسيژن به طريق اولى وضع ثابتى ندارند . اما به مسألهء حركت هم اشاره‌اى بكنيم . يك بحث در حركت مكانى است ، اين
هامش
( 1 ) . [ به معنى تراكم ] .