راه هدايت موجودات 3
علم اشراقى
در مسألهء هدايت ، يكى دو موضوع باقى مانده است كه بايد صحبت كنيم . در جلسهء پيش فقط به يكى از آنها اشارهاى كرديم . يكى از آن موضوعات ، علم اشراقى است . اين مسأله مطرح است كه تمام علومى كه به بشر رسيده است ( همين علوم بشرى ، نه علومى كه ما رسما به عنوان وحى و الهام پذيرفتهايم يعنى كتابهاى آسمانى ، به اينها ما كارى نداريم ، [ بلكه ] مجموع معلوماتى كه بشر خودش كسب كرده است ) آيا مبدأ و منشأ آنها فقط و فقط تفكر ( تفكر استدلالى و يا تفكر تجربى ) است ، يا كم و بيش عامل ديگرى هم در اين علوم دخالت دارد ؟ در ابتدا اين طور به نظر مىرسد كه اگر بگويند اينهمه معلوماتى كه امروز بشر در رشتههاى مختلف دارد چيست ، مىگوييم واضح است ، يا از روى تجارب به دست آورده است - تدريجا تجربه و آزمايش كرده ، يك چيزهايى به دستش آمده است - و يا از راه فكر و استدلال به دست آورده است . فكر و استدلال يعنى اينكه از مقدمات معلومى كه قبلا داشته ، يك نتيجهء مجهولى را به دست آورده است ، مثل طرز استدلالى كه معمولا در رياضيات انجام مىدهند . اگر منشأ معلومات بشر فقط همين دو راه باشد ، به اصطلاح فلسفى بايد بگوييم در پيدايش علوم جز علت فاعلى چيز ديگرى دخالت نداشته است ، زيرا وقتى ما يك چيز را تجربه مىكنيم ، آن تجربه خودش عليت دارد