تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
چون بيگانگى - و نقطهء مقابلش خويشاوندى - دو طرف مىخواهد . در اين صورت چطور مىشود كه انسان خودش با خودش بيگانه بشود ؟ اين معنايش اين است كه انسان خودش را با غير خودش اشتباه مىكند ؛ يعنى انسان يك واقعيّتى دارد ، يك خود واقعى دارد ، بعد چيزى را كه او « ناخود » است - يعنى او خودش نيست ولى خودش را او مىپندارد - با خود اشتباه مىكند ، به جاى اينكه مثلًا براى خود كار كند براى آن « ناخود » كار مىكند كه ما در كتاب سيرى در نهج البلاغه - اگر چه نه به طور مفصّل ولى به طور اجمال - اين مسأله را طرح كرده‌ايم .

خود را باختن ، خود را فراموش كردن

يادم است كه در حدود بيست سال پيش - يكى دو سال بعد از آن كه به تهران آمده بودم ( من در سال 31 به تهران آمدم ) - يك جلسهء تفسير خصوصى مختصرى در منزل يكى از رفقاى تجّار بازارى داشتيم كه من آنجا مىرفتم تفسير مىگفتم ، تفسير هم نمىتوان گفت ، بحثى دربارهء آيات منتخبه و يك جلسهء موعظه و تذكّر بود ؛ براى خود من اين مسأله اوّلين بار آن وقت مطرح شد ؛ مطلبى را از قرآن آن وقت الهام گرفتم و يادم است كه در آن جلسه همين مسأله را طرح كردم ، مكرّر هم بعد طرح مىكردم كه از قرآن استنباط مىشود كه انسان گاهى حالتى پيدا مىكند كه خودش با خودش فاصله پيدا مىكند ( من آنجا تعبير فاصله مىكردم ) ، خودش از خودش دور مىشود ، چون اين تعبير در قرآن مكرّر آمده است : خود را باختن ( خود باختن ) ، باختن به همان معنايى كه در قمار مىگويند يا در معامله مىگويند فلان شخص باخت ، زيان كرد ، سرمايه را باخت و از دست داد ؛ در صورتى كه باور كردن اين امر براى انسان خيلى مشكل است ، زيرا وقتى انسان چيزى را كه مملوك و در حيطهء ملكيّتش باشد ببازد يعنى او را به ديگرى مىدهد ، امّا اين كه انسان خودش را ببازد چگونه مىشود ؟ قرآن مىفرمايد :
« قُلْ إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ »
( 1 ) بگو زيانكاران فقط - يعنى زيانكار حقيقى - آنان‌اند كه خود را زيان كرده‌اند ؛ يعنى آن كسى كه مالش را زيان مىكند او زيانكار حقيقى نيست ، آن ، چيز مهمّى نيست ؛ زيانكار واقعى آن است كه اصلًا خودش را زيان
هامش
( 1 ) . زمر / 15 .