تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
ابزار توليد تكامل پيدا مىكند شكّى نيست . مىگويند ابزار توليد كه تكامل پيدا مىكند ، در هر مرحله‌اى ، اخلاقى را ايجاب مىكند . چون آن اخلاق ، ايجاب شدهء مرحلهء تكامل‌يافتهء ابزار توليد است پس ما مىگوييم آن اخلاق ، تكامل پيدا كرده . در صورتى كه اينها هيچ تلازمى با همديگر ندارند . اوّلًا كه ما اين را به آن اطلاق قبول نداريم كه در هر دوره‌اى ابزار توليد در هر مرحله‌اى از تكامل باشد يك اخلاق خاص اقتضا دارد . در اصول اخلاق اين مطلب را قبول نداريم . ابزار توليد در هر مرحله‌اى باشد اصول اخلاق يكى است . اين مثل اين است كه كسى بگويد « خيانت كردن به مال يك نفر آن وقتى خيانت و دزدى و كار بدى بود كه با شمع مىرفتند به دزدى ؛ يا به ناموس كسى تجاوز كردن در آن زمان كار بدى بود ولى امروز با اين برق و الكترونيك بازهم شما مىگوييد اگر انسان برود دزدى يا به ناموس كسى خيانت كند بد است ؟ ! اوضاع عوض شده » . اينها ربطى به همديگر ندارد . قطع نظر از اين جهت ، اين سخن اساساً نفى اصالتهاى انسانى است ، يعنى اصلًا اصالتهاى انسانى هيچ و پوچ است ، ما تكامل ابزار توليد را تكامل انسان مىناميم . پس خود انسانيّت از آن جهت كه انسانيّت است هيچ تكاملى ندارد . ابزار توليد تكامل پيدا مىكند و - به قول اينها - در هر مرحله‌اى كه تكامل پيدا مىكند روابط خاصّى را - كه همهء اين روابط مانند قانون ، حكومت ، هنر ، زيبايى و اخلاق ، روبناست و همه ساخته و تابع و طفيلى ابزار توليد است - ايجاب مىكند ، و چون اين ابزار توليد آن را اقتضا كرده ، مىگوييم تكامل پيدا كرده است . جز نامگذارى نمىتواند چيز ديگر باشد و الّا يك امر واقعى در كار نيست كه بگوييم چيزى بوده كه كمال يافته است ، بلكه چيزى نسخ شده و چيزى به جاى آن آمده است . مگر هر وقت چيزى نسخ شد و چيز ديگرى به جاى آن آمد مىتوان گفت « تكامل » ؟ ! ممكن است اصلًا نه تكامل باشد نه سقوط ، و ممكن است سقوط باشد . با چه معيارى مىتوانيم بگوييم « تكامل » ؟ با هيچ معيارى ؛ فقط چون ابزار توليد تكامل پيدا كرده مىگوييم آن هم تكامل يافته ! اين است كه اين مسألهء اخلاق متغيّر به معناى اينكه حتّى اصول اخلاقى متغيّر است ، به هيچ وجه راه حلّى براى اصالتهاى انسانى نيست .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 540 | مرتضى مطهرى