تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
امّا اگر از ابتدا « تكامل » را صرف تغيير بدانيم كه حتّى وحدت مسير هم برايش قائل نباشيم ، يعنى برايش معيار هم قائل نباشيم ، بگوييم مثلًا بشر گذشته در دوره‌هاى سابق حقيقت‌جويى را براى خود ارزش مىدانست ، ملاك انسانيّت حقيقت‌جويى بود ، ولى امروز اين معيار تغيير كرده ، ديگر حقيقت‌جويى نيست و يك چيز ديگر است ، در اين صورت چگونه اسم اين را « تكامل » مىگذاريد ؟ « معيارها ثابت » غير از اين است كه انسان ثابت است . اين دو را با هم اشتباه مىكنند . اينها خيال مىكنند اگر معيارهاى انسانيّت را - كه همان مدار انسانيّت و مسير انسانيّت است - ثابت دانستيم پس ما انسان را ثابت دانسته‌ايم . اين مثل آن است كه اگر ما بگوييم كه مدار زمين به دور خورشيد يك مدار ثابت و معيّنى است ، يعنى زمين در حركت خودش به دور خورشيد روى يك مدار بيضى شكل حركت مىكند و فاصله‌اش از خورشيد از فلان مقدار كمتر و از فلان مقدار بيشتر نمىشود ، در بهار فاصله اين قدر است ، در پاييز اين قدر ، در زمستان اين قدر و در تابستان اين قدر ؛ ديگرى بگويد پس شما زمين را ثابت مىدانيد . نه ، زمين متحرّك است ، ولى متحرّك است در اين مدار ثابت . زمين ، ثابت باشد معنايش اين است كه زمين در يك منزل از اين مدار درجا مىزند . امّا زمين دو جور مىتواند متحرّك باشد : يكى اينكه در مدار معيّن حركت كند - حال مىخواهد آن مدار خطّ مستقيم باشد يا خطّ منحنى ، بيضى باشد يا دايره ، هر چه مىخواهد باشد - و ديگر اينكه يك حركتهاى مضطربانه‌اى داشته باشد ، گاهى به اين طرف بپيچد گاهى به آن طرف ، گاهى از آن طرف برود ، گاهى برگردد به آن جايى كه از آنجا آمده ؛ بازهم هميشه حركت كرده . البتّه در حركتهاى مكانى به يك علّت خاص ، تكامل فرض نمىشود . پس اينكه حركت ، مدارش ثابت باشد ، مسيرش مشخّص باشد غير از اين است كه متحرّك ، متحرّك نباشد و ثابت باشد . مثل اين است كه اگر براى آپولو يك مسير معيّن كرده‌اند از اينجا تا كرهء ماه ، و اين مسير كه قبلًا معيّن شده ، روى صفحهء كاغذ آمده است و حتّى مشخّص است كه مثلًا در چهل و هشت ساعت و چند دقيقه و چند ثانيهء ديگر در كجاى اين خط قرار خواهد گرفت و معلوم است كه در كجاى كرهء ماه خواهد نشست ، بگوييم پس آپولو ثابت است . خير ، مسيرش مشخّص است ؛ مسير مشخّص باشد غير از اين است كه خود اين شىء ، ساكن باشد . ساكن بودنش اين است كه در يك فاصلهء معيّن بايستد ، نه بيايد به طرف زمين و نه برود به طرف ماه .