انواع تكامل جامعهء بشرى :
1 . تكامل در رابطهء انسان با طبيعت
مىآييم سراغ تكامل جامعهء بشرى . تكامل جامعهء بشرى چند گونه است ( 1 ) . يك وقت ما مىگوييم جامعهء بشرى متكامل است بدين معنى كه در مسائل فنّى يعنى در رابطهء انسان با طبيعت [ پيشرفت داشته است . ] انسان با طبيعت رابطه دارد ، در حال جنگ و جدال است و مىخواهد بر طبيعت تسلّط پيدا كند ، قاهر بشود و طبيعت را استخدام كند . تكامل در اين امر ، خيلى خوب معنى دارد و بدون شك جامعهء بشرى در رابطهاش با طبيعت تكامل پيدا كرده ، يعنى اگر ما در مجموع زمانها در نظر بگيريم ، آنچه كه « تكنيك » يا « صنعت » يا « تصرّف در طبيعت » و يا « تسلّط بر طبيعت » ناميده مىشود روز به روز [ پيشرفت نموده و ] افزايش پيدا كرده است .
2 . تكامل در روابط ساختمانى اجتماع
مسألهء ديگر ، تكامل در روابط انسانها با يكديگر است ولى مقصود روابط ساختمانى اجتماع است . يعنى چه ؟ يعنى جامعه از نظر تشكيلات ، حكم يك موجود زنده را دارد كه هر چه سادهتر و بسيط تر است از ارگانيزم كمترى برخوردار است ، حالت وحدت و بساطت بيشترى دارد ؛ هر چه كه تكامل پيدا مىكند ، از نظر اعضا و اجزا و ارگانها پيچيدهتر مىشود ، تقسيم كار بيشتر مىشود و گسترش اين پيچيدگى بيشتر مىگردد .
از اين نظر هم بدون شك جامعهء بشرى تكامل پيدا كرده . به عنوان مثال جامعهء امروز ايران و جامعهء پنجاه سال پيش ايران را در نظر مىگيريم . شغلها را در نظر بگيريد ، رشتههاى علمى را در نظر بگيريد ، پستهاى ادارى را در نظر بگيريد . سابقاً اين جامعه مثل يك حيوان كوچك ابتدايى بود با اعضايى بسيار كم . مىبينيد روز به روز
هامش
( 1 ) . در بحثهاى « فلسفهء تاريخ » در باب تكامل ، اين بحث را مطرح كردهاند .