تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
ثابتى نيست ؛ چه چيز در دنيا ثبات دارد كه انسانيّت ثبات داشته باشد ؟ ! انسانيّت - به همان معنى اصالتهاى انسانى - نيز يك حقيقت متغيّر است ، تابع شرايط خاصّ زمان است ، در هر زمانى و در هر شرايط زمانى ، اصالتهاى انسانى و اصالتهاى اخلاقى به تناسب آن زمان و شرايط آن زمان يك چيز است كه در آن زمان واقعاً اخلاق همان است و آن ، مقدّس و انسانيّت است ، ولى وقتى كه شرايط زمانى تغيير مىكند آنها هم تغيير مىكنند ، جايشان را به چيز ديگر مىدهند كه آن زمان ، انسانيّت آنهاست . پس اين اصالتها ثابت نيستند و متغيّرند و بعلاوه - همان‌طور كه قبلًا عرض كرديم - مىگويند مطلق نيستند ، نسبىاند ؛ گذشته از اينكه به حسب زمان متغيّر هستند ، در زمان واحد هم در محيطهاى مختلف و در شرايط مختلف ، مختلف مىشوند . مثلًا وضع طبقاتى قهراً اخلاق را مختلف و متعدّد مىكند . هر انسانى در هر شرايطى از شرايط اجتماعى هست ، براى او اخلاق يك چيز است غير از آن چيزى كه در شرايط ديگرى براى افراد ديگر اخلاق است . راجع به اين مطلب ، ما در جلسهء گذشته بحث كرديم ، چندان لزومى به تكرار نيست ، فقط امرى را اضافه مىكنم .

مفهوم تكامل اصالتهاى انسانى

اين فرضيّه همان‌طور كه گفتم بر اساس اين است كه هيچ امر ثابتى در جهان نيست و همه چيز متغيّر است ؛ ولى تنها بر اساس تغيير نيست ، بر اساس تغيير و تكامل است . ما همين جا مىخواهيم اين مطلب را مقدارى بشكافيم كه اگر گفتيم اصالتهاى انسانى متكامل‌اند معنى « متكامل بودن » چه مىتواند باشد كه با مطلق تغيير فرق بكند . هر تغييرى را ما نمىتوانيم تكامل بدانيم ، چون تنزّل هم تغيير است . يك انسان در انسانيّت خودش ممكن است كامل‌تر بشود و ممكن است تغييرش در جهت عكس باشد ، همان كه ما مىگوييم « فساد اخلاق » . اصلًا آيا « فساد اخلاق » معنى دارد - و لو در زمان واحد - يا معنى ندارد ؟ ناچار معنى دارد ، نمىشود كه معنى نداشته باشد ، بگوييم هر وضعى كه بود ، وضع ديگرى كه به جايش آمد اين تكامل است ! بديهى است كه چنين نيست . تكامل يعنى گام برداشتن در مسير كمال ، يعنى شىء متكامل كه منزل عوض مىكند و مراحل را مرحله به مرحله پشت سر مىگذارد ، گذشته از عدم ثبات و در يك جا متوقّف نبودن ، يك امر ديگر هم در آن هست و آن اين است كه اين تغيير در