هشترودى » و با تيتر « انسان زمينى به صورت موجودى كيهانى درمىآيد » . او گاهى حرفهاى عجيب و غريبى مىزند . يك سلسله حرفها در اين زمينهها دارد كه هميشه آنها را تكرار مىكند كه اهرام مصر را انسانهاى روى زمين نساختهاند بلكه انسانهاى ديگرى از كراتى كه در تمدّن پيشرفتهتر بودند آمدند و ساختند و امكان ندارد اين را انسان آن روز ساخته باشد و از اين حرفها ، و اخيراً براى خودش يك « فلسفهء اخلاق » ساخته ، يعنى او هم يك نوع امانيزم به اصطلاح از خودش اختراع كرده است . در آن مصاحبه ، آقاى هشترودى مقدّمهاى ذكر كرده و در آن ، علم و تمدّن امروز را محكوم كرده است . مىگويد علم و تمدّن چون نتيجهاش فعلا به ضرر بشر است اكنون محكوم است . قسمتهايى از عبارتهاى او را برايتان مىخوانم ؛ مىگويد :
« هيچ حكمى مطلق نيست . همهء احكام ، نسبى است . شايد به شما گفته باشند كه احكام رياضى مطلق است . احكام رياضى هم مطلق نيست . »
خبرنگار كيهان مىگويد :
« پروفسور هشترودى رياضىدان پير ايران با اين منطق كه هيچ حكمى مطلق نيست به جنگ نامهربانيها مىرود و مردم را از تيرهها و ملّتهاى گوناگون به زير پرچم مهرورزيها مىخواند و اينكه همهء مردم همديگر را برادر و خواهر بدانند . »
اينجا من نوشتهام : اين كه مىگويد هيچ حكمى مطلق نيست ، خود همين حكم كه « هيچ حكمى مطلق نيست » حكمى است مطلق يا غير مطلق ؟ يك وقت ما مىگوييم هيچ حكمى مطلق نيست مگر اين حكم كه هيچ حكمى مطلق نيست ، اين ديگر مطلق است . در اين صورت ، استثناء چرا ؟ اگر بناست هيچ حكمى مطلق نباشد ديگر دليل ندارد كه اين يكى استثناء بشود . منطقيّين مىگويند بعضى از قضايا هست كه محال است اين قضايا به نحو عموم صادق باشد ، حتماً استثناء مىخورد ؛ مثل اين كه كسى بگويد : « همهء گفتههاى من دروغ است » . اين نمىتواند راست باشد به طورى كه همهء مصداقهايش راست باشد ، چون اگر همهء گفتههاى من دروغ باشد ، از جمله همين گفتهء من هم بايد دروغ باشد . اگر اين گفتهء من دروغ باشد پس بايد همهء گفتههاى من دروغ نباشد و الّا نمىشود اين دروغ باشد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 527
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٢٧