تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
طبيعت گيلاس اين است ، يا طبيعت فلان درخت اين است كه در سرما طاقت دارد و در گرما از بين مىرود ، و طبيعت فلان درخت ديگر اين است كه در منطقهء گرمسير مىتواند به حياتش ادامه دهد ، و غيره . البتّه طبيعت را در غير بىجان - يعنى در جاندارها مثل گياهان و حيوانات و انسان - هم به كار مىبريم ولى در آن جنبه‌هايى كه با بىجانها مشتركند ؛ چون جاندارها آنچه را كه بىجانها دارا هستند دارا مىباشند ولى چيزهايى دارند كه بىجانها ندارند .

2 . غريزه

لغت دوم ما لغت « غريزه » است كه بيشتر در مورد حيوانات به كار برده مىشود و كمتر در مورد انسان به كار مىرود ولى در مورد جماد و نبات به هيچ وجه به كار برده نمىشود . هنوز ماهيّت غريزه روشن نيست ؛ يعنى هنوز كسى نتوانسته است درست توضيح دهد كه غريزه در حيوانات چيست ، ولى اين قدر [ مىدانيم ] كه حيوانات ( 1 ) از ويژگيهاى مخصوص درونىاى برخوردار هستند كه راهنماى زندگى آنهاست و يك حالت نيمه آگاهانه‌اى در حيوانات وجود دارد كه به موجب اين حالت مسير را تشخيص مىدهند و اين حالت ، اكتسابى هم نيست ، يك حالت غير اكتسابى و سرشتى است . مثلًا حتّى بچّهء حيوانات راقىتر در همان ابتداى تولّد بدون آنكه آموزشى ببينند و تجربه‌اى بكنند به دنبال يك سلسله كارهايى كه برايشان لازم است مىروند . بچّهء حيوان ( مثل كرهء اسب ) بر خلاف بچّهء انسان كه وقتى به دنيا مىآيد بايد او را به پستان بيندازند ( اگر چه بچهء انسان هم يك مقدار لبهايش را كج و راست مىكند و خيلى ضعيف نشان مىدهد كه در جستجوى چيزى است ) همينقدر كه از مادر متولّد مىشود و از آن پردهء نشيمن بيرون مىآيد فوراً تلاش مىكند كه از جا بلند بشود ، چند بار زمين مىخورد ولى بالاخره بلند مىشود و بلافاصله بدون اينكه مادر ، او را راهنمايى كند سرش را كج مىكند و در زير شكم مادر جستجو مىكند . معلوم است كه در جستجوى پستان مادر است ، و در ظرف يكى دو دقيقه پستان مادر را پيدا مىكند و شروع به مكيدن مىكند . اين [ حالت ] كه كرّه اسب ، بلند شده دنبال پستان مادر
هامش
( 1 ) . غريزه در حيوانات پست‌تر و پايين‌تر ( مثل حشرات ) بيشتر از حيوانات راقىتر است .