تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
مثل يكى از مسلمين زمان پيغمبر يعنى از امّت پيغمبر آخر الزمان بود ؛ مىفرمايد يهوديّت انحرافى است از اسلام حقيقى ، نصرانيّت هم انحرافى است از اسلام حقيقى و اسلام يك چيز بيشتر نيست . در آن آيهء شريفه - كه عرض كردم - مىفرمايد اين رنگ زدنها چه اثرى دارد ؟ ! اين غسل تعميدها چه اثرى دارد ؟ ! مگر با غسل تعميد هم مىشود كسى را كه چيزى نيست آنچنانى كرد ؟ ! رنگ زدن آن رنگ زدنى است كه دست خلقت در متن آفرينش زده است . مىخواهد بفرمايد آنچه پيغمبر ما مىگويد همان اسلام واقعى و همان فطرت واقعى است ؛ فطرت واقعى يعنى رنگى كه خدا در متن خلقت به روح و روان بشر زده است . راغب مىگويد : صبغة اللّه اشارة الى ما اوجده اللّه تعالى فى النّاس من العقل المتميّز به عن البهائم كالفطرة . ( البته او فطرت را منحصر به عقل دانسته است ) و كانت النّصارى اذا ولد لهم ولد غمسوه فى اليوم السّابع فى ماء عموديّة مسيحيها بچّه‌اى را كه متولّد مىشد ، در روز هفتم در آب عموديّه غسل تعميد مىدادند . يزعمون انّ ذلك صبغة فكر مىكردند كه اين رنگ مسيحيّت به او زدن است . فقال تعالى له ذلك : و من احسن من اللّه صبغة هيچ كس از خدا بهتر نمىتواند رنگ بزند ؛ يعنى رنگ ، رنگى است كه خدا زده است . در حديث است : الدّين الحنيف و الفطرة و صبغة اللّه و التّعريف فى الميثاق ( 1 ) . دين حنيف يا دين فطرى و يا صبغة اللّه همان است كه خدا در ميثاق - يعنى در پيمانى كه خدا با روح بشر بسته است - بشر را با آن آشنا كرده است ، كه اشاره است به آن مطلبى كه از آن تعبير به « عالم ذر » مىكنند كه قهراً مسألهء عالم ذر بايد در اينجا مطرح شود كه مفهوم و معنايش چيست ؟ آيا واقعاً انسانها قبلًا در همين عالم مادّه و طبيعت به صورت حيوانات كوچكى بودند و بعد به چنين [ صورتى در آمدند ، ] يا يك معناى دقيق‌ترى دارد ؟ كه حتماً معناى دقيق‌ترى دارد .

معناى « حنيف »

زرارة از امام باقر ( عليه السّلام ) مىپرسد : كلمهء « حنفاء للّه » يعنى چه ؟ ما الحنيفيّة ؟
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، چاپ جديد ، ج 3 ، باب 11 / ص 276 ، نقل از معانى الاخبار .