تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
نمىكند ، در حالى كه اين آب است كه چنين خروشان حركت مىكند نه كف ، ولى چون كفها روى آب را گرفته‌اند چشم ظاهر بين كه به اعماق واقعيّات نفوذ نداشته باشد فقط كف را مىبيند . باطل همچنين است كه بر نيروى حق سوار مىشود و روى آن را مىپوشاند بطورى كه اگر كسى ظاهر جامعه را ببيند و به اعماق آن نظر نيندازد همان قلّه‌هاى شامخ و افراد چشم پركن را مىبيند . مثلًا اگر برگرديم به قرن سيزدهم در ايران ، اوّل كسى كه چشممان به او مىافتد ناصر الدين شاه است و ممكن است فكر كنيم كه همهء مردم همانطور بوده‌اند ، در صورتى كه اگر همهء مردم مثل ناصر الدين شاه بودند ، اصلًا امروز ايرانى وجود نداشت . اگر همهء مردم هارون الرشيد بودند و ماهيّت هارون الرشيدى داشتند ، محال بود جامعهء اسلامى باقى بماند ؛ چون هارون الرشيد مظهر ظلم و تجاوز و دروغ و خدعه و شهوترانى و بىعفّتى و ناپاكى بود . آيا اگر همان وقت ما مىرفتيم به تمام روستاهاى كشور اسلامى ، هر چه مىديديم هارون الرشيد بود ؟ يعنى همهء مردم را با روحيّه و صفات هارون الرشيد مىديديم ؟ هر كارگر و كشاورز صاحب حرفه و فنّ و هر بازرگان ، يك هارون الرشيد بود ؟ يعنى همه به همديگر دروغ مىگفتند ؟ همه به همديگر خيانت مىكردند ؟ همه بىعفّتى مىكردند و بىتقوا بودند ؟ هرگز اين طور نبوده است . هارون الرشيد از صدقهء سر آن اشخاص ، از صداقت ، امانت ، درستى و حقيقت آنها زندگى مىكرده ؛ حالا اگر هزار نفر هم هارون الرشيد و اطرافيانش بوده‌اند ، اين نبايد معيار ما باشد كه شر بر خير غلبه داشته است . شما اگر به همين مسيحيّت تحريف شده نگاه كنيد و برويد در دهات و شهرها ، آيا هر كشيشى را كه مىبينيد ، آدم فاسد و كثيفى است ؟ و اللّه ميان همينها صدى هفتاد هشتادشان مردمى هستند با يك احساس ايمانى و تقوا و خلوص كه به نام مسيح و مريم چقدر راستى و تقوا و پاكى به مردم داده‌اند ، تقصيرى هم ندارند ؛ آنها به بهشت مىروند ، كشيش آنها هم به بهشت مىرود . پس حساب روحانيّت حاكم فاسد مسيحى و پاپها را بايد از اكثريّت مبلّغين و پيروان مسيح جدا كرد . آن چيزى كه ما مىبينيم همان « زبدا رابيا » و كفهاى روى آب است كه به چشم مىآيد ، ولى وقتى انسان وارد متن جامعه مىشود و كسانى را كه اساساً به چشم نمىآيند و در واقع جامعه را آنها مىچرخانند مىبيند ، آنها را منطبق بر حق و همراه با راستى و صداقت مىيابد . آن راننده‌اى كه با زحمت دائماً از اين شهر به آن شهر