ظلم هم همين طور است . اگر عدلى در دنيا وجود نداشته باشد ، امكان ندارد ظلم وجود داشته باشد . اگر هيچ كس به ديگرى اعتماد نكند و همه بخواهند از يكديگر بدزدند آن وقت ظالمترين اشخاص هم نمىتواند چيزى بدزدد ، زيرا او هم از وجدان ، شرف ، اعتماد و اطمينانى كه مردم به يكديگر دارند و رعايت انصاف و برادرى و برابرى را مىكنند سوء استفاده مىكند ، چون اينها هستند كه اساس جامعه را حفظ مىكنند ، او در كنار اينها مىتواند دزدىاش را بكند .
اگر شما راديوهاى مختلف دنيا را گوش كنيد از هيچيك از اين راديوها نمىشنويد كه اسم زورگويى را ببرد يا بگويد ما مىخواهيم ظلم كنيم يا منافع كشورهاى ديگر را بدزديم و غارت كنيم ، بلكه همه دم از صلح مىزنند ، دم از آزادى مىزنند ، دم از حقوق بشر مىزنند ؛ در صورتى كه اكثر و شايد همهء آنها دروغ مىگويند ؛ يعنى آنها مىخواهند در پناه اين الفاظ زندگى كنند ؛ در پناه آزادى ، آزادى را مىكشند ، چنان كه گفتهاند : « اى آزادى ! به نام تو در دنيا چه جنايتها كه نشد » . اين معناى تغذيهء باطل از حقّ است . ناصر الدّين شاه يا هارون الرشيد يا معاويه هم نيروى باطل خود را از نيروى حقّ مردم گرفته بودند و گرنه از خودشان نيرويى نداشتند .
داستانى شنيدم كه ذكرش در اينجا مناسب است : يكى از علماى فارس آمده بود تهران . در مسافر خانه پولهايش را مىدزدند ، او هم هيچ كس را نمىشناخته و مانده بوده كه چه بكند . به فكرش مىرسد كه براى تهيّهء پول ، فرمان امير المؤمنين به مالك اشتر را روى يك كاغذ اعلا با يك خطّ عالى بنويسد و به صدر اعظم وقت هديه كند تا هم او را ارشاد كرده باشد و هم خود از گرفتارى رها شود . اين عالم محترم خيلى زحمت مىكشد و فرمان را مىنويسد و وقت مىگيرد و مىرود . صدر اعظم مىپرسد اين چيست ؟ مىگويد فرمان امير المؤمنين به مالك اشتر است . صدر اعظم تأمّلى مىكند و بعد مشغول كارهاى خودش مىشود . اين آقا مدّتى مىنشيند و بعد مىخواهد برود ، صدر اعظم مىگويد نه ، شما بنشينيد . اين مرد محترم باز مىنشيند . مردم مىآيند و مىروند . آخر وقت مىشود ، بلند مىشود برود ؛ مىگويد نه آقا ! شما بفرماييد . همه مىروند غير از نوكرها . باز مىخواهد برود . مىگويد نه شما بنشينيد ، من با شما كار دارم . به فرّاش مىگويد در را ببند هيچ كس نيايد . به اين عالم مىگويد بيا جلو ! وقتى پهلوى او نشست مىگويد اين را براى چه نوشتى ؟ مىگويد چون شما صدر اعظم هستيد فكر كردم اگر بخواهم به شما خدمتى بكنم هيچ چيز بهتر از اين نمىشود كه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 442
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٤٢