تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ
اينچنين خدا حقّ و باطل را مىزند . در اينجا بعضى از مفسّرين گفته‌اند كه يعنى اينچنين خداوند حقّ و باطل را مثال مىزند ، بعضى ديگر گفته‌اند اينچنين خداوند حقّ و باطل را به يكديگر مىزند ، يعنى اينچنين ميان حقّ و باطل تصادم و برخورد واقع مىشود ؛ برخورد حقّ و باطل چيزى است نظير برخورد آب و كف .
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ .
و امّا كف مىرود و نيست و نابود مىشود و امّا آنچه به مردم سود مىرساند در زمين باقى مىماند . به اصطلاح ادبى ، اينجا حكمى را معلّق به صفتى كرده است ؛ يعنى اين صفت علّت آن حكم است . نفرموده آب باقى مىماند ، فلز باقى مىماند ، بلكه مىفرمايد آنچه براى مردم نافع است از آن آب و فلز ، به اعتبار نافع بودن باقى مىماند ؛ به دليل اينكه نافع است ، خير است ، سودمند است باقى مىماند . يعنى بقا از آن نافع بودن و سودمندى است ؛ بىسودها ، بىخاصيّتها ، بىفايده‌ها حذف شدنى و از بين رفتنى و محكوم‌اند .
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ .
خدا مثلها را اينچنين بيان مىكند . از اين مثال چند نكتهء جالب استفاده مىشود :

الف . نمود داشتن باطل و اصيل بودن حق

« فاحتمل السّيل زبدا رابيا » ، يعنى كف روى آب را مىگيرد و مىپوشاند بطورى كه اگر آدم جاهلى بيايد نگاه كند و از ماهيّت قضيّه خبر نداشته باشد ، كف خروشانى را مىبيند كه در حركت است و توجّهى به آب باران كه زير اين كفهاست