تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨

2 . اصالت اقتصاد

از نظر جامعه‌شناسى ماركسيسم ، سازمانها و بنيادهاى جامعه همه در يك سطح نيستند ؛ جامعه مانند ساختمانى است كه يك پايه و زير بنا دارد و بقيّهء قسمتهاى آن بر روى آن پايه بنا مىشوند و تابع آن هستند . پايه و زير بناى جامعه اقتصاد است و تغيير اوضاع و احوال اقتصادى باعث تغيير نهادهاى اجتماعى خواهد شد و تغيير عوامل اجتماعى باعث تغيير رفتار انسانها مىگردد . پس انسان از جامعه شكل مىگيرد و جامعه از اقتصاد ، و اقتصاد هم ساختهء روابط توليد و در نهايت ابزار توليد است . شكل ابزار توليد است كه جامعه را مىسازد ، و جامعه است كه انسان را مىسازد . اگر خواستيد انسانها را در طول تاريخ بشناسيد وضع اقتصادى و ابزار توليد اقتصادى آنها را بشناسيد . خوبى و بدى انسان تابع وضع خاصّ ابزار توليد است . خير و نور و عدل از يك طرف و شرّ و ظلمت و ظلم از طرف ديگر به انسانها مربوط نيست ، اينها همه تابع نظام توليد است . نظام توليدى گاهى جبراً ايجاب مىكند عدل را و گاهى جبراً ايجاب مىكند نقطهء مقابلش را . بر اين اساس ، ماركسيسم براى تاريخ جوامع سير واحدى را بيان مىكند كه همهء جوامع ضرورتاً بايد آن را طى كنند . اين مراحل عبارتند از دورهء اشتراك اوّليّه ، دورهء برده‌دارى ، دورهء فئوداليسم يا ارباب و رعيّتى ، دورهء بورژوازى و سرمايه‌دارى ، دورهء سوسياليسم و كمونيسم . در دورهء اشتراك اوّليّه ، از آغاز پيدايش انسان ، بشر مراحل اوّل زندگى اجتماعى را طى مىكرد و هنوز موفّق به كشف كشاورزى نشده بود ، هنوز موفّق به كشف دامپرورى نشده بود ، هنوز صنعتش پيشرفت نكرده بود ، ابزار توليدش بسيار ابتدايى بود ؛ تنها سنگهاى تيزى پيدا كرده بود كه حيوانات را شكار كند . او با اين ابزارهاى ساده و معمولى فقط مىتوانست به اندازهء خودش توليد كند . زندگىاش مثل پرندگان بود كه صبح گرسنه از آشيانه بيرون مىآيند و تا غروب دنبال غذا مىروند و وقتى سير شدند به آشيانه بر مىگردند و دوباره صبح گرسنه مىروند و عصر سير بر مىگردند . قهراً اين وضع توليد اقتضا مىكرد كه انسانها با هم خوب باشند ، روابط اجتماعى برادرانه داشته باشند مثل يك گلّهء آهو كه با هم دعوا ندارند ، صبح مىروند چرا و عصر بر مىگردند و برادروار زندگى مىكنند . دشمنى با طبيعت و