سرشت و ساختمان بشريّت استوار است و اصل را درستى و حقّانيّت و راستى مىداند و انحراف را معلول علل خارجى و عرضى و به اصطلاح فلاسفه علل اتّفاقى مىداند ؛ يعنى بر مبناى علل طبيعى ، درونى و ديناميكى ، حركت انسان بر راه راست و صراط مستقيم است و بر اثر تغييرات عرضى ، اتّفاقى ، مكانيكى و بيرونى ، انحرافات و بديها و شرور به انسان تحميل مىشود .
نظريّهء ديگرى به اين شكل مطرح شده كه انسانها در صحنهء جامعه ، برخى طرفدار حق و عدّهاى به دنبال باطل هستند ؛ فرشته بر خير الهام و شيطان به شر وسوسه مىكند .
پس انسانها دو گونه مىشوند : عدّهاى كه راه حق و خير را مىروند ، راه ايمان و انبياء را مىروند ، و بعضى ديگر كه راه شيطان را مىپيمايند و به دعوت انبياء كفر و نفاق مىورزند . به قول مولوى :
دو علم افراشت اسپيد و سياه * آن يكى آدم دگر ابليس راه
يك پرچم سپيد و يك پرچم سياه ، يك پرچم هدايت و يك پرچم ضلالت ، يك پرچم نور و يك پرچم ظلمت . در نتيجه جامعه ممزوجى است از خير و شرّ و حقّ و باطل ، چون انسان ممزوجى است از خير و شرّ . اين نزاع و درگيرى حقّ و باطل هميشه در صحنهء وجود فرد و در صحنهء اجتماع حكمفرماست . حال غلبه با كدام است ، بحث ديگرى است . البتّه ما معتقديم كه غلبهء نهايى با حقّ و طبيعت است ؛ عدل بر ظلم غلبه خواهد كرد و خير بر شرّ پيروز خواهد شد ؛ نور بر ظلمت غلبه خواهد كرد و دين بر كفر پيروز خواهد شد :
*
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
( 1 ) .
*
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً
( 2 ) .
هامش
( 1 ) . توبه / 33 .
( 2 ) . نور / 55 .