تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
كرده است . مثلًا بشر علاقه‌مند به تحقيق و كاوش علمى است ، همچنين به مظاهر جمال و زيبايى علاقه دارد ، به تشكيل كانون خانوادگى و توليد نسل با همهء زحمتها و مرارتهايش علاقه‌مند است ، به همدردى و خدمت به همنوع علاقه‌مند است . اما چرا بشر علاقه‌مند به تحقيق است ؟ اين حسّ كاوش و حقيقت‌جويى چيست ؟ چرا بشر علاقه‌مند به جمال و زيبايى است ؟ چرا وقتى مجلس جشنى مثل اين مجلس ترتيب داده مىشود هم هيئت مديرهء آن جشن و هم حضّار ، از اينكه وضع سالن مرتّب و مزيّن باشد خوششان مىآيد و لذت مىبرند ؟ چرا به تشكيل كانون خانوادگى علاقه‌مند است ؟ چرا در انسان حسّ همدردى و ترحّم نسبت به ديگران وجود دارد ؟ اينها يك سلسله سؤالاتى است كه وجود دارد . ما خواه جواب اين « چرا » ها را بدهيم و خواه نتوانيم بدهيم چيزى كه براى ما قابل ترديد نيست اين است كه اين خواسته‌ها طبيعى است . غير از اين خواسته‌هاى طبيعى احياناً يك سلسله خواسته‌هاى ديگرى هم در ميان بسيارى از افراد بشر هست كه « اعتيادات » ناميده مىشوند . اعتيادات قابل ترك دادن و عوض كردن است . اكثريّت قريب به اتّفاق - شايد بيش از صدى 99 و يا هزارى 999 - مردم عادت به چاى دارند ، عدّهء كثيرى به سيگار عادت دارند و از آنها كمتر به مشروب و ترياك عادت دارند ، از آنها كمتر به هروئين عادت دارند . اينها كم كم به صورت خواسته در مىآيد و انسان به همان اندازه كه يك امر طبيعى را مىخواهد ، اين امرى را هم كه طبيعت ثانوى او شده است ، مىخواهد امّا اين خواسته‌ها مصنوعى است لذا قابل ترك دادن است ، قابل اين است كه اين فرد را به طورى كه به كلى آن كار را فراموش كند ، ترك دهند ؛ يا نسل آينده را طورى تربيت كنيم كه اساساً فكر اين چيزها را هم نكند . امّا امور طبيعى اينطور نيست ، قابل ترك دادن نيست ، جلوى يك نسل را اگر بگيريم نسل بعدى خودش به دنبال او مىرود . به عنوان مثال : در اوائل كمونيسم ، تنها موضوع اشتراك مال مطرح نبود ، موضوع از ميان رفتن اصول خانوادگى هم در بين بود تحت عنوان اينكه « اختصاص » هر جا كه باشد سبب بدبختى بشر است ، چه به صورت مالكيّت مال و ثروت و چه به صورت اختصاص زن و شوهرى . ولى اين موضوع نتوانست در دنيا جايى براى خودش باز كند ، چرا ؟ براى اينكه علاقه به تشكيل خانواده علاقهء فطرى است ؛ يعنى هر فردى در طبقهء خودش
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 385 | مرتضى مطهرى