تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
عليه دين نهضت و قيام بشود باز دين به شكل ديگر ظاهر مىشود . اينكه عرض كردم « به شكل ديگر » مقصودم اين است كه بعد از مدّت موقّتى دوباره بازمىگردد ، رفتنى نيست . ويل دورانت كه شخصاً لا دين است ، در كتاب درسهاى تاريخ ضمن بحث دربارهء « تاريخ و دين » با نوعى عصبانيّت مىگويد : « دين صد جان دارد ، هر چيزى اگر يك بار ميرانده شود براى هميشه مىميرد مگر دين كه اگر صد نوبت ميرانده شود باز زنده مىشود » ( 1 ) . اين را كه « دين مردنى نيست » مىخواهم بر پايهء علمى براى شما بيان كنم كه طبق قانون طبيعت چه چيز در دنيا از ميان رفتنى است و چه چيز براى هميشه باقى خواهد ماند . البتّه نمىخواهم راجع به اشياء خارج از اجتماع بشر صحبتى كرده باشم ، بحثم فعلًا راجع به پديده‌هاى اجتماعى است ، راجع به آن چيزهايى است كه در زندگى اجتماعى ما هست ؛ ببينيم طبق قانون خلقت چه چيزهايى براى هميشه باقى خواهد ماند و چه چيزهايى از ميان مىروند و زمان آنها را فرسوده و كهنه مىكند .

معيار جاودانگيها

پديده‌هاى اجتماعى در مدّتى كه باقى هستند حتماً بايد با خواسته‌هاى بشر تطبيق كنند ؛ به اين معنى كه يا خود آن پديده‌ها خواستهء بشر باشند و يا تأمين كنندهء خواسته‌هاى بشر بوده باشند ؛ يعنى يا بايد بشر خود آنها را بخواهد ، از عمق غريزه و فطرتش آنها را بخواهد ، و يا بايد از امورى باشند كه و لو اينكه انسان از عمق غريزه آنها را نمىخواهد و خودشان مطلوب طبيعت بشر و هدف تمايلات بشر نيستند امّا وسيله مىباشند يعنى وسيلهء تأمين خواسته‌هاى اوّليهء بشر مىباشند و حاجتهاى او را بر مىآورند . در ميان خواسته‌هاى بشر باز دو جور خواسته داريم : خواسته‌هاى طبيعى و خواسته‌هاى غير طبيعى ، يعنى اعتيادى . خواسته‌هاى طبيعى آن چيزهايى است كه ناشى از ساختمان طبيعى بشر است ، يك سلسله امور است كه هر بشرى به موجب آنكه بشر است خواهان آنهاست ، و رمز آنها را هم هنوز كسى مدّعى نشده كه كشف
هامش
( 1 ) . درسهاى تاريخ ، بخش دين و تاريخ / ص 66 .