فَبَشِّرْ عِبادِ ، الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ
( 1 ) .
نويد بده آن دسته از بندگان مرا كه به سخن گوش فرا مىدهند ، امّا از ميان آنچه مىشنوند آنكه بهتر است براى عمل و پيروى انتخاب مىكنند . آنها هستند كسانى كه خداوند آنها را رهبرى كرده ، و آنها هستند صاحبان لب .
سخنى كه انسان مىشنود به وسيلهء گوش مىشنود . گوش يك حاسّه است در بدن ما . براى گوش تفاوتى نيست كه آنچه مىشنود چه باشد ؛ تميز دادن و غربال كردن شنيدهها كار گوش نيست . امّا نيروى ديگرى در انسان هست كه قادر است فراوردههاى گوش را مورد رسيدگى قرار دهد ، روى آنها حساب كند ، خوبى و بدى و صحّت و سقم و درستى و نادرستى هر يك از آنها را به دست آورد . آن قوّه و نيرو ، باطن و نامحسوس است نه ظاهر و محسوس ؛ كارى هم كه صورت مىدهد از نوع كارهاى محسوس نيست .
آرى ، انسان با قشر و پوسته و قسمت محسوس و ظاهر جهان وجود خود ، با قشر و پوستهء محسوس جهان بزرگ ارتباط پيدا مىكند ، و با قسمت هسته و مغز نامحسوس جهان وجود خود ، با باطن و هسته و مغز و جنبههاى نامحسوس جهان بزرگ ارتباط پيدا مىكند .
شخصى از امير المؤمنين ( ع ) سؤال كرد : « هل رأيت ربّك ؟ » ( آيا خداى خود را ديدهاى ؟ ) . فرمود : « لم أعبد ربّا لم أره » ( من خدايى را كه نديدهام بندگى نكردهام ) . بعد فرمود : « لم تره العيون بمشاهدة العيان و لكن رأته القلوب بحقايق الايمان » ( 2 ) بلى خدا ديده مىشود امّا نه با چشم . چشم ابزار اين كار نيست و براى اين كار آفريده نشده است .
او را دل روشن به نور ايمان مىبيند . ديدهء دل است كه مىتواند او را شهود كند .
ديدن روى تو را ديدهء جان بين بايد * اين كجا مرتبهء چشم جهان بين من است
*
هامش
( 1 ) . زمر / 17 و 18 .
( 2 ) . توحيد صدوق ، ص 305 . نهج البلاغه ، خطبهء 178 .