اينها كه در قبالههاى قديم نوشته مىشد به معنى اين بود كه عاقدها مىخواستند مدّعى شوند كه ما رعايت همهء جوانب فقهى را كردهايم ؛ اما واقعاً و عملًا آيا اين امر مهم رعايت مىشد يا نه ، آيا واقعاً به مسألهء رشد پسران و دختران بر طبق فقه اسلامى عمل مىشد يا نه ، مطلب ديگرى است و تا حدّى شرمآور است .
تعريف رشد
اگر بخواهيم كلمهء « رشد » را به مفهوم عامّ خودش كه شامل همهء انواع رشدها در همهء موارد بشود تعريف كنيم بايد بگوييم : رشد يعنى « اينكه انسان شايستگى و لياقت اداره و نگهدارى و بهرهبردارى يكى از سرمايهها و امكانات مادّى و يا معنوى كه به او سپرده مىشود داشته باشد » يعنى اگر انسان در هر ناحيه از نواحى زندگى كه حكم يك شأن و وسيلهاى را دارد ، شايستگى اداره و نگهدارى و بهرهبردارى از آن را داشته باشد ، چنين شخصى در آن كار و در آن شأن « رشيد » است ؛ حال آن چيز هر چه مىخواهد باشد ، همهء آن چيزها و اشيائى كه وسائل و سرمايههاى زندگى هستند .
سرمايه به مال و ثروت انحصار ندارد . مردى كه ازدواج مىكند خود ازدواج و زن و فرزند و كانون خانوادگى ، وسائل و به تعبير ديگر سرمايههاى زندگى او هستند ، و يا شوهر براى زن و زن براى شوهر حكم سرمايه را دارد .
رشد ملّى
رشد فقط به فرد منحصر نمىشود ، در مورد ملّتها نيز سرمايههاى طبيعى ، فرهنگى و انسانى و امثال آن ، سرمايههايى است كه در اختيار ملّتها قرار دارد ، و « رشد ملّى » عبارت است از لياقت و شايستگى يك ملّت براى نگهدارى و بهرهبردارى و سود بردن از سرمايهها و امكانات طبيعى و انسانى خود ؛ به هر اندازه كه لياقت و شايستگى اداره و بهرهبردارى از آنها را دارد ، به همان اندازه « رشيد » است .
رهبرى و مديريّت كه موضوع اصلى بحث است خود مستلزم نوعى از رشد است ؛ زيرا رهبرى در حقيقت عبارت است از بسيج كردن نيروى انسانها و بهرهبردارى صحيح از نيروهاى انسانى .