تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
قرب به ذات حق چطور ؟ آيا قرب حقيقى است يا قرب مجازى ؟ آيا واقعاً بندگان با اطاعت و عبادت و سلوك و اخلاص به سوى خدا بالا مىروند و به او نزديك مىشوند ؟ فاصله‌شان كم مىشود تا آنجا كه فاصله از بين مىرود و به تعبير قرآن « لقاء ربّ » حاصل مىگردد ، و يا اينكه همهء اين تعبيرات ، تعبيرات مجازى است ؟ به خدا نزديك شدن يعنى چه ؟ ! خدا دور و نزديكى ندارد . نزديكى به خدا عيناً مانند نزديكى به يك صاحب مقام اجتماعى است ؛ يعنى خدا از بندهء خود خشنودى حاصل مىكند و در نتيجه ، لطف و عنايتش عوض مىشود و بيشتر مىگردد . البتّه اينجا سؤال ديگرى پيش مىآيد و آن اينكه خشنودى خداوند يعنى چه ؟ خداوند محلّ حوادث نيست كه از كسى خشنود نباشد و بعد خشنود شود و يا خشنود باشد و بعد ناخشنود شود . ناچار جواب مىدهند كه تعبير « خشنودى » و « ناخشنودى » نيز يك تعبير مجازى است ؛ مقصود آثار رحمت و عنايت حقّ است كه در صورت طاعت و بندگى مىرسد و نه چيز ديگر . آن رحمتها و عنايتها چيست ؟ در اينجا منطقها فرق مىكند : برخى رحمتها و عنايتها را اعمّ از معنوى و مادّى مىدانند - رحمت معنوى يعنى معرفت و لذّت حاصل از آن ، و رحمت مادّى يعنى باغ و بهشت و حور و قصور - امّا بعضى ديگر حتّى از اعتراف به رحمت معنوى نيز امتناع دارند و همهء عنايات و مقامات انسانها را در نزد خداوند محدود مىكنند به باغ و بهشتهاى جسمانى و حور و قصور و سيب و گلابى . نتيجهء سخن دستهء اخير اين است كه معناى تقرّب بيشتر اولياء خدا به ذات احديّت اين است كه بيش از افراد ديگر حور و قصور و سيب و گلابى و باغ و بوستان در اختيار دارند . نتيجهء سخن منكران قرب حق اين است كه در اثر طاعت و عبادت ، نه نسبت خداوند به بنده فرق مىكند - همچنانكه طرفداران قرب حقيقى نيز به اين مسأله اعتراف دارند - و نه نسبت بنده با خدا فرق مىكند . از نظر نزديكى و دورى حقيقى ، اوّلين شخص جهان بشريّت يعنى رسول اكرم با شقىترين آنها از قبيل فرعون و ابو جهل مساوىاند . حقيقت اين است كه اين اشتباه از يك نوع طرز تفكّر مادّى دربارهء خدا و انسان - و بالاخص دربارهء انسان - پيدا شده است . كسى كه انسان و روح انسان را صرفاً