تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
نظريّهء ولايت تكوينى از يك طرف مربوط است به استعدادهاى نهفته در اين موجودى كه به نام « انسان » در روى زمين پديد آمده است و كمالاتى كه اين موجود شگفت بالقوّه دارد و قابل به فعليّت رسيدن است ، و از طرف ديگر مربوط است به رابطهء اين موجود با خدا . مقصود از ولايت تكوينى اين است كه انسان در اثر پيمودن صراط عبوديّت به مقام قرب الهى نائل مىگردد و اثر وصول به مقام قرب - البتّه در مراحل عالى آن - اين است كه معنويّت انسانى كه خود حقيقت و واقعيّتى است ، در وى متمركز مىشود و با داشتن آن معنويّت ، قافله سالار معنويّات ، مسلّط بر ضمائر و شاهد بر اعمال و حجّت زمان مىشود . زمين هيچ‌گاه از وليّى كه حامل چنين معنويتى باشد ، و به عبارت ديگر ، از « انسان كامل » خالى نيست . ولايت به اين معنى غير از نبوّت و غير از خلافت و غير از وصايت و غير از امامت به معنى مرجعيّت در احكام دينى است ؛ غيريّتش با نبوّت و خلافت و وصايت ، واقعى است و با امامت ، مفهومى و اعتبارى . مقصود از اينكه غيريّتش با نبوّت و خلافت و وصايت ، واقعى است اين نيست كه هر كه نبى يا وصى يا خليفه شد « ولى » نيست ، بلكه مقصود اين است كه نبوّت و همچنين وصايت و خلافت ، حقيقتى است غير از ولايت ؛ و الّا انبياء عظام ، خصوصاً خاتم آنها ، داراى ولايت كلّيهء الهيّه بوده‌اند . و مقصود از اينكه غيريّتش با امامت ، اعتبارى است اين است كه يك مقام است ؛ به اعتبارى « امامت » و به اعتبار ديگرى « ولايت » ناميده مىشود . كلمهء « امامت » در بسيارى از تعبيرات اسلامى در مورد همين ولايت معنوى به كار رفته است . مفهوم امامت مفهوم وسيعى است . امامت يعنى پيشوايى . يك مرجع احكام دينى پيشواست ، همچنانكه يك زعيم سياسى و اجتماعى نيز پيشواست و همچنانكه يك مربّى باطنى و راهنماى معنوى از باطن ضمير نيز پيشواست . از نظر شيعه كه مسألهء ولايت مطرح است از سه جنبه مطرح است و در هر سه جنبه چنان كه گفته شد كلمهء امامت به كار رفته است : اوّل از جنبهء سياسى ، كه احقّ و اليق براى جانشينى پيغمبر براى زعامت و رهبرى سياسى و اجتماعى مسلمين چه كسى بوده است و چه كسى مىبايست بعد از پيغمبر زعيم مسلمين باشد ، و اينكه پيغمبر از طرف خداوند على را براى اين پست و مقام اجتماعى تعيين كرده بود . اين جهت است كه در حال حاضر جنبهء تاريخى و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 285 | مرتضى مطهرى